مردمیاری (راوی حسن عربیان)

ما ابتدا تصور میکردیم كه تمام مردم كردستان مسلح شدهاند و با ما درگير خواهند شد، اما در واقع اینطور نبود، چون بلافاصله بعد از فرار دمکراتها، مردم کمکم همكاري خودشان را با ما شروع كردند. يكي، دو روز بعد از استقرار، احساس كرديم مردم منطقه تشنهی محبت هستند. من خودم روزها بعد از نگهباني به روستاي مجاور ايرانخواه میرفتم و در كار كشاورزي به مردم كمك میکردم، حتي از پاسگاه خيلي فاصله میگرفتم و بهاینترتیب رابطهی ما با مردم خيلي خوب شد، چون اين محبت دو طرفه بود.
يكي از جوانان روستای ایرانخواه كمي گرايش به ضدانقلاب داشت و خانوادهاش از اين بابت نگران بودند. همان جوان تصميم گرفته بود، عروسي كند. براي شروع زندگيِ مشترکش يك اتاق بدقواره آماده كرده بود؛ دیوارهای اتاق نوعروس فقط از آجر بود، گچ كشي و حتي کاهگل هم نشده بود. ما پولهایمان را رویهم گذاشتیم، از سقز گچ خريدیم و اتاق را گچ كشي كردیم، خودش داخل روستا نبود، وقتي آمد و اتاق را آماده ديد، خيلي خوشحال شد و براي مدتي خيره، خيره به اتاق نگاه میکرد. مشخص بود كه از كار ما شوكه و منقلب شده است.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0