عملیات امام خمینی

صبح روز 4 اردیبهشتماه حدود ساعت 8:00 عملیات با نام امام خمینی و شلیک گلوله به سمت تپه گردیگرون) شیخ محمدصادق) جایی که بین پادگان و شهر قرار داشت و محل دیدهبانی و استحکامات مهاجمین بود، شروع شد و نیروها به شکل دو ستون پیاده به فرماندهی محمد بروجردی در دو طرف خیابان شروع به حرکت کردند. آنها هنوز از جلوی پادگان پیشتر نرفته بودند که یکی از تانکها، مخصوصاً چرخش را در تورهای سیمی گیر انداخت و همانجا ایستاد. یکی دیگر از تانکها هم با دیدن تانک اول، عقبنشینی کرد؛ ولی راننده تانک سوم با شهامت رو به جلو حرکت کرد و وارد خیابان شاهپور (امام خمینی) شد. بهاینترتیب سازماندهی قبل از عملیات کاملاً بههمخورده و نیروها تنها با یک تانک و یک نفربر وارد کارزار شدند. از طرفی با توقف ستون جلوی در خروجی پادگان ضدانقلاب توانسته بود بهراحتی، تعداد نفرات، سلاحها، خودروها و حتی مسیر حرکت آنها را بفهمد. درگیری شدیدی بین نیروها و مهاجمان درگرفت. از همه طرف به سمت آنها تیراندازی میشد؛ از روی پشتبامها، داخل خانهها و سنگرهایی که سر هر کوچه درست کرده بودند. نیروها خانه به خانه و کوچه به کوچه پاکسازی میکردند و جلو میرفتند. داخل خانهها پر بود از دخترها و پسرهای آماده رزم که به هر زبانی حرف میزدند.
دستگیرشدهها را به یکی از نیروها میسپردند و خودشان جلو میرفتند. بیشتر خانههایی که محل تجمع ضدانقلاب بود را خود مردم لو میدادند؛ با دست اشاره میکردند که مثلاً داخل این خانه بروید. با اینکه از سنگرها، پشتبامها، روزنهها و خلاصه از هر طرف به نیروها شلیک میشد و آنها به تعبیری در مُشت ضدانقلاب قرارگرفته بودند؛ اما با روحیهای عجیب و غیرقابلباور اللهاکبر میگفتند، پیش میرفتند و ضدانقلاب را وادار به عقبنشینی میکردند. مانور تنها تانک حاضر در معرکه و آتش تیربار کالیبر50 باعث شد که مقداری از حجم آتش دشمن کم شود. پرواز فانتوم های ارتش بر فراز شهر و شکسته شدن دیوار صوتی هم باعث شد مهاجمین تا پشت مسجد جامع عقب بکشند و نیروها با تمام قوا بهطرف استانداری و باشگاه افسران یورش ببرند. محاصره استانداری در هم شکست و آنها وارد ساختمان شدند. عدهای از نیروها هم در ساختمانی نیمهتمام روبروی استانداری رفتند. همه خسته، گرسنه و بهشدت تشنه بودند و با این شرایط باید به نبردی تنبهتن با مهاجمانی که قصد بازپسگیری استانداری را داشتند، ورود کنند. عده دیگری از نیروها مستقیم به سمت مسجد جامع و باشگاه افسران پیش رفتند و به سهراهی مردوخ و سهراهی شهدا دست یافتند. در این پیشروی احمد وکیلی که آر.پی.جی زن بود، تیر خورد و زخمی شد و به اسارت ضدانقلاب درآمد. با غروب آفتاب تعدادی از نیروها به باشگاه رسیدند و از قسمتی از دیوار که شکافته شده بود، وارد باشگاه شدند. عدهای دیگر هم در سهراه شهدا و حدفاصل استانداری تا سهراه مردوخ هنوز سرگرم جنگوگریز بودند که آنها هم بهتدریج خودشان را به استانداری و ساختمان نیمهکاره روبروی آن رسانده و مستقر شدند. اما از گروه کاشانیهایی که در این عملیات شرکت داشتند محمد اشنویی و ماشاءالله زارع به شهادت رسیدند و آن تعدادی که سالم مانده بودند چند نفری داخل استانداری و بقیه داخل ساختمان نیمهکاره کمی بعد از استانداری پیشروی کرده و پناه گرفته بودند.
برگرفته از کتاب پاسداران تنگه احد
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0