عملیات امام خمینی خاطرات( مهدی نشاسته ای)

درگیری خیلی شدید بود. ما پیاده حرکت میکردیم و سنگینی اسلحه و مهماتی که روی دوشمان بود، از چابکیمان میکاست. همینطور که پیش میرفتیم چندتایی از بچهها تیر خوردند. حال دو نفرشان، اشنویی و زارع خیلی وخیم بود. چهار، پنج گلوله به سینه اشنویی خورده و از کمرش بیرون آمده بود. خودم بالای سرش بودم که شهید شد؛ اما ماشاءالله زارع سفیدران پایش تیر خورده بود و خونریزی زیادی داشت. پایش را با چفیه بستیم و به بیمارستان فرستادیم. اینطور که شنیدیم یکی از پرستارهای بیمارستان که از عوامل کومله بوده است، سرم خونش را قطع کرده و او را به شهادت رسانده بود. عباس محمدی تیر به کلاه آهنیاش خورده، از آن عبور کرده و سرش را زخمی کرده بود. محبینژاد از ناحیه کمر و نُخاع مجروح شده بود. شعبانزاده، کریمی، یزدانی، رحیمزاده و قاسم عربیان هم زخمی شده بودند؛ عربیان هنگام بازرسی یکی از خانهها بر اثر پرتاب نارنجک زخمی شده بود و دست و صورتش بر اثر ترکشهای نارنجک جراحت برداشته بود. ما خودمان را ابتدا به یک ساختمان نیمهساز جلوتر از استانداری رساندیم. بعد با تاریک شدن هوا دستور رسید که به سمت استانداری عقبنشینی کنیم
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0