تاریخ انتشار : یکشنبه 17 خرداد 1405 - 9:06 - یکشنبه 7 ژوئن 2026 - 9:06
6 بازدید
کد خبر : 28654

عمليات والفتح

عمليات والفتح
عمليات والفتح

عمليات والفتح
۶۲/۲/۲۸،در نتیجه عمليات والفتح روستاهاي چتان،قلقله،خاكروزي،كاني‌تاله، معين‌آباد،قلوزه،مائین‌دول،گاودره، هانه‌گلان،فرهادآباد،ارتفاع مهم بدرش و گردنه زردآبادپاكسازي شد.در اين عمليات كه سه روز طول كشيد،بيش از 90 نفراز ضدانقلاب به هلاكت رسيده و 9 نفر اسير شدند.از نيروهاي خودي هم علیرضادلفروزي،محمدحسنحبيبي،محمداسحاقیان وسیدحسین حسینی فشاركي،۲ پيشمرگ و۱بسيجي شهيد شدند.شهیدان دلفروزی🌷حبیبی🌷اسحاقیان🌷 فشارکی🌷 با تدبیرفرماندهان صحنه داوطلبانه به عمق درگیری نفوذ کردندوبا درگیر کردن دشمن در جبهه‌ای دیگر،فشار رااز نیروهای در محاصره کم کردند.این نیروها یکی از گروهان‌های رزمنده بودندکه هنگام تصرف ارتفاعی در اطراف روستای زردآباداز توابع هانی‌گلان در محاصره دشمن افتاده بودند وضدانقلاب قصد داشت با کشیدن درگیری به شب با استفاده از تاریکی هوا همه آنها را قتل‌‌عام کند.آنها که از نظر شجاعت، رشادت وجسارتِ مقابله با ضدانقلاب زبان‌زد بودند،با به خطر انداختن جانِشان به پشت جبهه دشمن نفوذ کردند،با دشمن درگیرشدندوضدانقلاب را دنبال خود کشیدند.جنگ نابرابری بین آنها رخ داد.تا وقتی مهمات داشتندبا دشمن جنگیدندو تلفات سنگینی به آنها وارد کردند.اما بعداز آن هم،تن به اسارت ندادندو تا آخرین نفس جنگیدند و به شهادت رسیدند.از بین آنها محمد اسحاقیان با تنی مجروح به دست ضدانقلاب افتاد و آن افراد شرور با حقد و کینه هر چه خواستند بر سرش آوردند؛ چشم‌هایش را از حدقه بیرون کشیدند و بعد او را به شهادت رساندند.

خاطرات غلامعلی طاهری
شب عملیات، محوری که ما در آن حرکت کردیم، از دویسه بود. نیروهای عمل کننده در این محور تعدادی از نیروهای سپاه و بسیج و پیشمرگان مسلمان کرد بودند. فرمانده گروهان پیشمرگان با فردی به نام سید صدیق نوری بود. سید صدیق اهل باینچوب بود و منطقه را به خوبی می‌شناخت. از دیگر پیشمرگان خوب و به نامی که همراه این گروه بود، محمدحسین محمدی معروف به ابراهیم بود. او هم اهل بوریدر بود و علاوه بر شجاعت و جنگاوری به جغرافیای منطقه هم کاملاً مسلط بود. ما شبانه از دویسه به طرف ارتفاعات زردآباد حرکت کردیم و آنجا مستقر شدیم. تعدادی از نیروهای جندالله هم از سمت عالیجان حرکت کردند و در این محور به طرف قلوزه پیشروی کردند و روی ارتفاعات مشرف به این روستا [کوه سه برا] مستقر شدند. به این ترتیب ارتفاعات مسلط به منطقه، شبانه تأمین شد. صبح روز بعد نیروهای هجومی از سمت تودارصمدی و گاو‌دره وارد شدند و در دامنه ارتفاعات زردآباد به ما پیوستند. آنها در روستای قلقله با کومله درگیر شده بودند. روستا را پاکسازی کرده بودند و ضدانقلاب به طرف رودخانه و جنگل عقب‌نشینی کرده بود. [محمد] کرمی،در تعقیب ضدانقلاب بین قلقله و چتان شهید شده بود.
افیونی، اسحاقیان، دلفروزی و حبیبی از دیگر فرماندهان جندالله جلو آمدند و در زردآباد دست ما را گرفتند و برای ما تدارکات آوردند. افیونی یک خانه باغ را به من نشان داد و گفت: دو، سه تا از نیروهایت را بردار و برو روی ارتفاعات بالای سر این خانه باغ. نیروهای سید را از داخل خانه‌ها می‌زنند، هوایِ آنها را داشته باش. حبیبی، دلفروزی و اسحاقیان هم به طرف ارتفاعاتی که روبه‌روی زردآباد بود، حرکت کردند. نیروهای حزب دمکرات آنجا کمین کرده بودند و به محض این که از ارتفاعاتی که ما گرفته بودیم، جدا شدند با آنها درگیر شدند. دلفروزی، اسحاقیان و حبیبی در محاصره ضدانقلاب قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. گروهی که به این بچه‌ها کمین زد، حسن حمه‌خان چَر و یدالله حمه‌خان چَر بودند؛ این‌ها هفت، هشت تا برادر بودند، اهل روستای گیزمل و عضو حزب دمکرات. ما شب را آنجا ماندیم و فردا صبح در مرحله بعدی، نیروها حرکت کردند و ارتفاعاتی که قرار بود بگیرند را گرفتند و ما تا هانه‌گلان، کوس‌عنبر و آق‌بلاغ جلو رفتیم. ضدانقلاب مقداری مقاومت کرد؛ اما نتوانست جلوی ستون موتوری را بگیرد و در نهایت عقب‌نشینی کرد.

خاطرات مسعود قاسمی
ما برای عملیات به محور سراب‌قامیش – زردآباد رفتیم. صبح درگیر شدیم و درخواست آتش کردیم. آنها هم با مینی‌کاتیوشا و خمپاره آتش ریختند و ضدانقلاب فرار کرد. نزدیک‌ ظهر بود که آقای دلفروزی پرسید: درگیر شدید؟ گفتم: بله درگیری صبح بود و تمام شد. عصر همان روز آقای دلفروزی و بقیه در روستای زردآباد در محاصره ضدانقلاب قرار گرفتند. درگیری شدیدی اتفاق افتاد و چهار نفر از عزیزانمان از جمله محمد اسحاقیان که از بچه‌های درچه بود به شهادت رسیدند. چشم‌های شهید اسحاقیان را از حدقه درآورده بودند. شهید افیونی وقتی بالا سر جنازه این شهید رسید، خیلی ناراحت شد؛ همه بچه‌ها خیلی ناراحت شدند. وقتی داخل آبادی رفتند، از اهالی پرسیدند، چه کسی چشمان این شهید را درآورده است؟ گفتند: حسن گیزملی بود. او قبل از شهادت چشم‌های این جوان را با سرنیزه درآورد.

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.