شهید سرافراز محسن گردن صراحی

شهید سرافراز محسن گردن صراحی
نام : محسن
نام خانوادگی: گردن صراحی
نام پدر: علی اکبر
تاریخ تولد: 1341/09/02
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: مجرد
نحوه شهادت: دشمن بعثی
کیفیت شهادت: انفجار بمب عمل نکرده حین خنثی سازی
تاریخ شهادت: 1365/10/13
شهرشهادت: کرمانشاه
محل شهادت: کرمانشاه
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: بسیج(طلبه)
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
گزیده ای از زندگی نامه ی شهیدان
محسن و حسن گردن صراحی
محسن دوم آذرماه 1341، در اصفهان و در خانواده ای متدین و مذهبی به دنیا آمد. دو ساله بود که خدا پسر دیگری به خانواده ی آنها عطا کرد که نامش را حسن گذاشتند. محسن، حسن و خواهر کوچک ترشان که سه ساله بود، خیلی زود مادرشان را از دست دادند. زندگی بدون مادر برای محسن و برادر و خواهرش خیلی سخت بود، اما آنها در نبود پدر، هوای همدیگر را داشتند. مخصوصاً محسن و حسن که بیشتر از این که برادر باشند، با هم دوست و رفیق بودند. با هم بازی می کردند. در کنار هم درس می خواندند و به مدرسه می رفتند. درس خواندن را خیلی دوست داشتند و نمرات شان هم همیشه خوب بود.
آنها تابستان ها و در روزهایی که فراغت بیشتری داشتند برای کمک به پدر، به مغازه ی آشپزی او می رفتند. حسن سه تا از انگشت هایش را هنگام کار در مغازه ی پدر از دست داد.
محسن 15 ساله و حسن 13 ساله بود که حرکت های مردمی برای به ثمر نشستن انقلاب اسلامی به اوج خودش رسید. محسن و حسن با این که سن و سال چندانی نداشتند، اما نقش فعالی در تظاهرات و راهپیمایی ها علیه حکومت پهلوی داشتند. تا جایی که محسن یک بار تحت تعقیب مأموران قرار گرفت، اما موفق شد از مهلکه فرار کند.
با پیروزی انقلاب اسلامی و بازگشایی مدارس، محسن و حسن هم رفتند سراغ درس و مدرسه. حسن تا پایان دوره ی متوسطه در رشته ی ریاضی درس خواند و دیپلم گرفت. درسش که تمام شد به عنوان بسیجی به جبهه رفت و 21 بهمن ماه 1364، در جریان عملیات والفجر8 در اروندرود به فوز عظیم شهادت نائل گردید.
اما محسن، با وجود قبولی در دانشگاه، تحصیل در حوزه را ترجیح داد و در مدرسه ی عالی شهید مطهری قم مشغول درس خواندن شد. او چهار سال در جوار کریمه ی اهل بیت(ع) به فراگیری علوم و معارف الهی مشغول بود. اما هر زمان خبر قریب الوقوع حمله و عملیات رزمندگان اسلام علیه دشمن متجاوز بعثی را می شنید، کتاب و درس و مدرسه را رها می کرد و به جبهه می رفت.
در این مدت، محسن سه نوبت و در هر نوبت حدود سه ماه به جبهه رفت و با دشمن بعثی به نبرد پرداخت. در آخرین اعزام به جبهه، محسن یکی از اعضای گروه تخریب بود که برای عملیات فتح 4 به جبهه های غرب کشور رفت. عملیات در غرب تمام شده بود و همه ی نیروها برای آماده شدن جهت عملیات کربلای5 به جنوب رفته بودند. فقط محسن و سه نفر دیگر از هم رزمانش در کرمانشاه مانده بودند تا مأموریتی را تمام کنند.
عراق در بمباران شهرها از بمب جدیدی استفاده می کرد که ناتو به صدام داده بود. بمبی حدوداً 800 کیلویی با مکانیزم انفجاری متفاوت و قدرت تخریب بالا. این بمب ها در مواردی به خانه های مردم می خورد، اما عمل نمی کرد. بعدازظهر روز شنبه 13 دی ماه 1365، محسن به همراه علی عاصمی، داود پاکنژاد و احسان کشاورزی برای خنثی کردن یکی از همین بمب هایِ عمل نکرده رفتند که بمب منفجر شد و همگی به فیض عظمای شهادت نائل آمدند. پیکر مطهر محسن چهاردهم دی ماه در اصفهان تشییع و در گلستان شهدا آرام گرفت.
محسن در تهجد و شب زنده داری دلی سرشار از عشق داشت. به طوری که یک بار در حین نماز شب عقرب چندباری بدنش را گزید، اما او نمازش را قطع نکرد.
یادشان گرامی و راه شان پررهرو
فرازهایی از وصیت نامه ی طلبه پاسدار شهید محسن گردن صراحی
خدای را سپاس می گذارم که به من توفیق داد در این سفر همراه کاروان باشم و امید آن دارم در صحت رسیدن به لقاء خدا و سعادت آخروی قدم برداشته باشم باز امید آن دارم خداوند به برکت این انقلاب و خون هایی که در راه آن ریخته شده ما را رهرو راه شهدا و ائمه علیهم السلام قرار دهد.
امروز اسلام عزیز لحظات حساسی را در این برهه زمانی می گذراند و ما و شما همه در معرض امتحان قرار گرفته ایم پس بر ماست که بکوشیم و بنا بر گفتار مولایمان علی (ع) در این صحنه مسابقه، گوی سبقت را ربوده و توشه آخرت خود سازیم. خون شهدا مسئولیت بزرگی را بر دوشمان گذاشته و آن حفظ و تداوم این انقلاب و ایثار و از جان و مال گذشتن در راه آن است. من خود را کوچکتر از آن می دانم که به شما توصیه ای بکنم ولیکن خواست خود را بگویم که در طول حیات خود بسیار کوشیدم که به اسلام و مردم مسلمان خدمتی کرده باشم اما در این کار توفیق نیافتم و از شما می خواهم که در راه خدمت به اسلام و قرآن بسیار کوشا باشید و ارزش و اهمیت انقلاب را فراموش نکنید و همیشه در این فکر باشید که انقلاب ما خدایی بوده و خدا و امام زمان [یار و یاور] آن است و باز این که دعا به جان رهبر، این اسوه الهی و نمونه کامل انسانی را فراموش نکنید و حرکت تان در خط رهبر و روحانیت مبارز و اصیل باشد.
به امید فتح کربلا و قدس عزیز
محسن گردن صراحی
فرازهایی از وصیت نامه ی پاسدار شهید حسن گردن صراحی
شما ای کسانی که با همه چیز خود به میدان آمده و از اسلام دفاع می کنید. از خون حسین(ع) دفاع می کنید. تلاش خود را زیادتر کنید. مبادا دست از یاری امام، این دلسوخته ی مستضعفان و یاوران با وفای او بردارید که دشمن با حرکتی مرموزانه قصد همین کار را دارد، اما به یاری خدا موفق نخواهد شد و خدا آنها را نابود خواهد کرد.
مسئله ی جنگ و جهاد را در رأس مسائل قرار دهید. به گفته ی امام جبهه ها را پر کنید. بشتابید که حسین یاور می خواهد. وای به حال کسی که در روز عاشورا و در زمین کربلا حسین را تنها بگذارد. این تکلیف ماست که زمین را ازفساد و فتنه پاک کنیم « و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه» این ندای قرآن، کلام خداست. مبادا به این آیات پشت کنید که خدا و پیامبر(ص) و ائمه(ع) به شما پشت می کنند. این را مطمئن باشید که ما پیروزیم.
والسلام
حقیر حسن گردن صراحی
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0