شهید سرافراز علیرضا باقری باباشیخعلی

شهید سرافراز علیرضا باقری باباشیخعلی
نام : علیرضا
نام خانوادگی: باقری باباشیخعلی
نام پدر: ابراهیم
تاریخ تولد: 1340/09/20
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل:
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: درگیری با ضدانقلاب
تاریخ شهادت: 1362/02/15
شهرشهادت: سردشت
محل شهادت: سردشت(عملیات بعثت)
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: سپاه پاسداران
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
گزیدهای از زندگینامهی
فرماندهي دلاور گردان جندالله سردشت، سردار شهيد عليرضا باقري
شامگاه روز بیستم آذرماه سال 1340، در تبريز طفلی پا به عرصهی دنیای خاکی گذاشت که نامش را علیرضا نهادند تا وامدار دو پیشوای بزرگوار شیعیان باشد. به اميد آن که رهرو راه امیرمؤمنان علي(ع) و مرید امام رضا(ع) باشد.
پدرش ابراهيم ارتشي بود. اما روحيهي مذهبي و ظلمستيزياش باعث شد، پيش از موعد خود را بازنشسته كند به اصفهان برگردد و در كارخانهاي مشغول كار شود. عليرضا تحت تربيت چنين پدري رشد كرد و باليد. او مقاطع تحصیلی را یکی پس از ديگري پشت سر گذاشت و با تلاش وافري كه از خود نشان داد، در رشتهي فني ديپلم گرفت.
سالها سپری شد و طولی نکشید که سیمای مردانه، جای چهرهی شیرین کودکی و نوجوانیاش را گرفت. این روزها را در دوران پرآشوب منتهی به انقلاب اسلامی سپری کرد و به اقتضاي سنش در جهت پيشبرد اهداف متعالي انقلاب، ايفاي نقش كرد. او در چنین زمانهای بالید و در وجود ناآرام خود گمشدهای را طلب کرد. و این نسیم معطر انقلاب اسلامي بود که هادی او شد و روحش را نوازش داد.
با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، شادی و سروری وصف ناشدنی در وجود خود احساس کرد، اما این شعف دیری نپایید، چون تمام اهریمنان و دشمنان اسلام با هم همپیمان شده بودند تا این نهال سبز و استوار به بار نشسته را از جا برکنند. براي همين در جبههاي واحد جمع شدند و ناجوانمردانه به ايران اسلامي تاختند.
اما پیران و جوانان انقلابی و یاران صدیق حضرت امام(ره) بدون لحظهای درنگ، عزم دفاع از وطن کردند. پدر عليرضا هم مصمم و استوار لباس رزم بر تن کرد و راهي جبهههاي نبرد در جنوب شد. او سلاح برادر شهيدش محمدعلي را به دوش گرفت و جانانه با دشمن جنگيد تا اين كه شب هيجدهم ارديبهشت ماه 1361، در جريان عمليات بيتالمقدس در كربلاي ايران، شلمچه به شهادت رسيد.
عليرضا هم چند ماه بعد از شهادت پدر، به عضويت سپاه درآمد و براي كوتاه كردن دست ايادي استكبار به كردستان اعزام شد. او با حضور در خاک سرخ فام کردستان و در دامان کوهها، دشتها و تپههای به خون رنگین شدهی آن ديار به یاری اسلام شتافت.
عليرضا مدتي به عنوان جانشين اطلاعات سپاه بوكان خدمت كرد. پس از آن، از 19 ارديبهشت ماه 61، به مدت سه ماه مسئول عمليات سپاه بوكان بود. اما شجاعت، درایت، لیاقت و شهامت او در نبرد چنان بود که در سن 21 سالگی، فرماندهی گردان جندالله سپاه سردشت را به عهدهاش گذاشتند.
نقش مؤثر و تعیین کنندهي عليرضا در فرو نشاندن و خنثی کردن موج توطئه، خیانت و جنایت گروهکهای الحادی انکار ناشدنی است. او با اين كه مدتی به شدت از ناحیهی دست مجروح شده بود، اما هرگز از پاي ننشست و همچنان با حملات پیدرپی و ابتکارات رزمیاش، دشمن را متحير كرده و به وحشت انداخته بود.
سرانجام فرماندهی عزیز و دلاور گردان جندالله سردشت، درست يك سال بعد از شهادت پدر، 15 ارديبهشت ماه 1362 در جريان عملیات پیرزمندانهي بعثت به ضرب گلولهي ضدانقلاب در جادهي سردشت به شهادت رسيد و پيكر مطهرش با بدرقهاي باشكوه در گلزار شهداي اصفهان به خاك سپرده شد.
بر سر مزار این شهدای گرانقدر چه خوش نوشتند: «چه میهمانی خداپسندانهای که پدر میزبان پسر باشد».
روحشان شاد و راهشان پر رهرو
وصیت نامه پاسدار شهید علیرضا باقری ( فرمانده گردان جندالله سردشت )
به نام او که شالوده حیات هر آنچه در زمین است در دست اوست و اوست که یکتاست و همتایی ندارد و به نام پروردگار عادل که تا آخرین لحظه راه توبه را برای بندگان خود باز گذاشته است قلم انسان در راه او فنا شود و خود را از منجلاب مادیات و هواهای نفسانی و شهوانی بیرون کشد و به معنویات و در پایان به الله برسد و اینجاست که انسان پی به وجود بزرگوار الله می برد و در می یابد که قادر نیست در تمام جوانب او را بشناسد ، خواهران و برادران حزب الهی قدر این انقلاب را داشته باشید چقدر این انقلاب زیبا به راه خود ادامه می دهد می دانید چرا ؟ به این خاطر که انقلابی است مکتبی وچه مکتبی !
اسلام ، دین حق و دلیل بعدی هم وابسته نبودن به ابرقدرت های شرق و غرب است و ما نسبت به خون شهدای اسلام از صدر اسلام تاکنون مسئولیم که این انقلاب و رهبریتش را با چنگ و دندان حفاظت کنیم ، بله خون های پاکی است که به خاطر این انقلاب ریخته شده است وای حزب اللهی ها آن پیری که در جماران نشسته است و رهبری این انقلاب را می کند دعایش کنید که به من و تو درس داد ، و راه را نشانمان داده است که چگونه با باطل در راه خدا مبارزه کنیم اگر او نبود ما همه غرق در هواهای نفسانی خویش غوطه ور بودیم و او بود که ما را با مکتب انسان ساز اسلام اصیل آشنا کرد و خوب مسلم است که برای پیشبرد انقلاب خون لازم است و به همین راحتی نمی شود مکتب را حفظ کرد .
برادران و خواهران عزیز سعی کنید قلب امام این استوره حق را به در دنیا وریدای شماهاییکه از این انقلاب حمایت می کنید هر لحظه در زندگی فراموش نکنید که روحانیت است که ما را همیشه نجات داده است و ما مدیون روحانیت هستیم و به حقیقت تا چند سال پیش کدام ما اسلام را می شناختیم و چه کسانی با از خود گذشتگی خونشان را ایثار کردند تا ما راه را دریابیم و حال که راه را پیدا کرده ایم باید با چنگ و دندان از این راه حمایت کنیم و به خاطر این راه باید خالصانه جان خود را نیز ایثار کنیم.
بله خون را شهدا می دهند و شما پیام خون آنان را بدهید ، شما مسئولید که پیام خون شهدا را برسانید و پیام خون شهدا جز این نیست که انقلاب را هر چه سریعتر و با شکوهتر و با جوانب مکتبی پیش ببرید و نگذارید این انقلاب از بین برود زیرا ما برای این انقلاب شهدای بسیاری داده ایم چه از روحانی و چه از مردم عادی .
چه شهدایی معصومانه و مظلومانه خونشان ریخت و آیا حق است که این خون ها پایمال شود ؟ شهدایی چون آیت الله بهشتی – رجایی – باهنر – مدنی – دستغیب و … آیا خون ما از اینها رنگین تر است ؟ آنها که استادان مکتب ما بودند و انقلاب را پیش می بردند و حالا به شهادت رسیدند و ما اگر نخواهیم خون آنها را جوابگو باشیم چگونه توانسته ایم مسئولیت نپذیرفته و هیچ کاری برای این مملکت اسلامی انجام ندهیم سعی کنید همیشه کار را برای خدا انجام دهید و آخرین تذکر من به شما این است که خط های انحرافی را بشناسید زیرا با اسم اسلام است که به اسلام واقعی ضربه می زنند همان اسلامی که از محمد (ص) تا خمینی کبیر ادامه دارد و ما هر چه ضربه می خوریم از همین انحرافات است و کسی که به ولایت فقیه اعتقاد نداشته باشد و ادعای مسلمانی کند بسیار خطرناک است و چقدر این امام عزیزمان حکومت خدا را با نام ولایت فقیه زیبا به اجرا در آورد و این ولایت فقیه است که تا آخرین نفس با منافع منحرفین مبارزه می کند و ما چه می کشیم از همین انحراف ها است و به آنها بگویید که دیگر نیرنگ های آنها موثر نیست زیرا با این رهبر انقلاب به پیروزی نهایی هم خواهد رسید . در آخر وصیتم از تمام افراد خانواده و فامیل و دوستان عزیز خود تقاض می کنم که مرا ببخشند و تقاضا می کنم از مادر عزیزم ، پدر عزیزم ، خواهران و برادران که اگر من شهید شدم برای من گریه نکنید و در عزای من بخندید تا روحم قرین آرامش شود به کودکانتان از هم اکنون تعلیم دهید تا اسلام را بشناسند یادتان نرود به امام عزیز دعا کنید و همیشه از روحانیت حمایت کنید خداوند تمام شما را در زندگی موفق و موید گرداند .والسلام
شهید علیرضا باقری
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0