تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 خرداد 1405 - 13:15 - چهارشنبه 3 ژوئن 2026 - 13:15
8 بازدید
کد خبر : 28291

خاطرات (ولی الله همت)

خاطرات (ولی الله همت)
خاطرات (ولی الله همت)

«فروردین ماه 1359، همراه دیگر عزیزانی از شهرضا و اصفهان مأموریتی به شهرستان پاوه داشتیم. آن موقع حسین خرازی جانشین گروهان ما بود. ما حدود 120 نفر بودیم که از سپاه استان اصفهان به منطقه اعزام شدیم؛ سی نفر از شهرضا آمده بودیم و دیگر دوستان هم از شهر اصفهان بودند. با چند دستگاه ماشین به طرف کرمانشاه رفتیم. به کرمانشاه که رسیدیم، ضدانقلاب در جاده کرمانشاه به پاوه مخصوصاً در گردنه مله پلنگانه که منطقه ای جنگلی است و به ارتفاعات شاهو وصل می شود، مستقر بود. برای همین ما از کرمانشاه با اسکورت به شهر پاوه رفتیم. برادرانِ خودِ کرمانشاه با نارنجک کنار درِ ماشین با حالت آماده باش ایستاده بودند که اگر زمانی حمله شد، بتوانند دفاع کنند.
پاوه شرایط خاصی داشت؛ ضدانقلاب تا 8 کیلومتری شهر آمده بود، ولی شهر پاوه و چهار روستای اطراف آن شامل شمشیر، خانقاه، دکل مزیدی و نوریاب در اختیار نیروهای خودی بود. ما در یک مدرسه قدیمی بسیار بزرگ که مرکز اعزام نیروی پاوه بود، کنار پیشمرگان مسلمان کُرد مستقر شدیم. فرمانده سپاه پاوه آن زمان شهید رضا مطلق و مسئول عملیات هم حاج احمد متوسلیان بود. عملیات پاکسازی را از همان روز اول شروع کردیم. مأموریت ما تأمین امنیت شهر پاوه و چهار روستای اطرافش با همکاری پیشمرگ های خود پاوه بود تا ضدانقلاب نتواند تعرضی به شهر داشته باشد. شب‌ها در روستاها بدون استثناء تا صبح درگیری داشتیم و شهید و مجروح می دادیم.

یک بار در روستای نوریاب من پاسبخش شب بودم. وقتی می خواستم به داخل اتاق برگردم، صدای تیراندازی بلند شد. به شدت به سمت مقر تیراندازی می شد تا آمدم در این حجم از تیراندازی خودم را به سنگر برسانم، ضدانقلاب سنگر را با نارنجک تخم مرغی زد. [آیت الله] جانثاری که سپاهی بود با یک پیشمرگ داخل سنگر بودند. نارنجک به پهلوی راستش خورده و یک تکه از بدنش را کنده بود. خونریزی زیادی داشت. دوست پیشمرگمان هم، چشمش زخمی شده بود؛ اما با این وجود هنوز هم مقاومت می کردند و ما مانده بودیم این مجروح ها را که تقریباً در ده کیلومتری پاوه بودند، چه طوری به بیمارستان برسانیم، چون مسیر بسیار ناامن بود. به هر حال آنها را سوار آمبولانس کردیم و با سرعت زیاد به طرف پاوه حرکت دادیم. به طرف ماشین تیراندازی شد، اما با تبحری که راننده آمبولانس در رانندگی داشت. توانست خودش را به پاوه برساند و حال هر دوی آنها خوب شد. البته جانثاری بعدها در یکی از عملیات ها در جنگ تحمیلی شهید شد.
در شهر پاوه ارتفاعي به نام آتشگاه بود كه ضدانقلاب در اين ارتفاع خمپاره مستقر كرده و وقتي ساعت 4 بعدازظهر آفتاب به طرف شهر مي افتاد و ديد خيلي خوبي روي شهر پیدا می کرد، نقاط مختلف شهر را با خمپاره 120 می زد. در اين گلوله باران ها تعداد زیادی از مردم بی گناه شهر به شهادت رسيدند.
مأموریت ما در پاوه سه ماهه بود، یعنی ما تا تیرماه آنجا بودیم. در این مدت امنیت پاوه و روستاهای اطرافش را برقرار کردیم و در تیرماه همه به غیر از نفراتی که شهید و مجروح شده بودند به اصفهان برگشتیم.»

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.