تاریخ انتشار : شنبه 16 خرداد 1405 - 10:56 - شنبه 6 ژوئن 2026 - 10:56
8 بازدید
کد خبر : 28464

خاطرات (غلامعلی طاهری)

خاطرات (غلامعلی طاهری)
خاطرات (غلامعلی طاهری)

ما عصر هنگام، وقتی هنوز هوا روشن بود از هشمیز به سمت ارتفاعات شیانه، بعد از شيانه به طرف پشت روستاي سرهويه و هويه حرکت کردیم. ساعت 5 صبح بود که روی ارتفاعات بين آويهنگ و هويه مستقر شدیم. مشكل ما، سرما، يخبندان، تاريكي هوا، كوه و جنگل بود. در اصول نظامي مي‌گويند انرژي خود را برای موقعی که می‌خواهید درگیر شوید و تیراندازی کنید، حفظ کنید؛ اما بخش عظیمی از توان ما برای طی این مسیر از بین رفت.
فرمانده ما حاج احمد وطن‌خواه بود. من و عزيزالله وِردي که از پیش‌مرگان مسلمان کُرد بود، دیده‌ور ستون بوديم و یکی دو كيلومتر جلوتر از بقیه نیروها و روی ارتفاعات بسيار صعب‌العبوری که پر از برف بود، حرکت می‌کردیم. به‌این‌ترتیب از هشمیز تا ارتفاعات بین آویهنگ و هویه نیرو چیدیم. یک گروهان در ارتفاعات شیانه و یک گروهان هم در ارتفاعات سرهویه مستقر شدند و این ارتفاعات کاملاً پوشش داده شد. ما این‌قدر به آویهنگ نزدیک شده بودیم که به‌راحتی افرادی که تردد می‌کردند، را می‌دیدیم. درواقع مي‌شود گفت نزديك‌ترين افراد به آويهنگ ما بوديم.
زماني كه ما روي ارتفاعات اطراف هويه و سرهويه مستقر شديم.

فرمانده دمكرات‌ها معروف به علي گوبان كه گروهبان زمانِ شاه بود، متوجه حضور نيروها شده و حسابی جا خورده بود. چون تصور هم نمی‌کردند که در این برف و ارتفاعات صعب‌العبوری که در آن منطقه بود، نیرویی غیر از خود کُردها توانسته باشند شبانه تا آنجا پیش‌آمده و آنها را در خواب غافلگیر کرده باشند. چون خودشان که بومی آن منطقه بودند، برایشان امکان‌پذیر نبود. گوبان[گروهبان] فرمانده ضدانقلاب در آن منطقه وقتي ديده بود تمام اين ارتفاعات دست بچه‌هاي سپاه هست، به نیروهایش گفته بود به سمت ارتفاعات روستای سرهویه که بچه‌های ما مستقر بودند بروند و خودش هم که زخمی شده بود، پیکی برای نیروهایش در آویهنگ فرستاده بود.
بیشتر نیروهای ما پیش‌مرگ‌ بودند، همان پیش‌مرگ‌هایی که در عملیات هَشَمیز به واسطه سخنرانی حاج اکبر آقابابایی جذب شده بودند، آنها متوجه گوبان شدند. فَرَنجی تنش بود. فرنجی، کت‌های کوچکی بود که کُردها می‌پوشیدند. همین‌طور که جلو می‌آمد، فریاد می‌زد: سپاه و پیشمرگ‌ها حمله کرده‌اند؛ فکر کرده بود ما از خودشان هستیم. پیشمرگ‌های هشمیزی هم گفتند: می‌دانیم سپاه حمله کرده، بیا. وقتی نزدیک‌تر آمد، تازه متوجه شد، اشتباه گرفته و پا به فرار گذاشت. يکی از پيش‌مرگ‌ها که فرهاد نامداري نام داشت، به طرفش تیراندازی کرد؛ زخمی شد و روی زمین افتاد.

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.