تاریخ انتشار : دوشنبه 11 خرداد 1405 - 9:56 - دوشنبه 1 ژوئن 2026 - 9:56
8 بازدید
کد خبر : 28034

خاطرات (سردار مصطفی ایزدی)

خاطرات (سردار مصطفی ایزدی)
خاطرات (سردار مصطفی ایزدی)


عید فطر بود. بچه‌ها برای سرکشی به روستای دلوآمده که در آن پایگاه نداشتیم، رفته بودند. مردم روستا به استقبال‌شان آمده بودند. ماموستای روستا برای خوش‌آمدگویی به آنها آمده بود و گفته بود: من شما را که می‌بینم یاد امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می‌اُفتم و از این قبیل صحبت‌ها، اما بچه‌ها، چون از رزمندگان قدیمی و با تجربه بودند با یک نگاه متوجه می‌شوند که وضعیت روستا، عادی نیست و با احتیاط عمل می‌کنند. حالا ماموستا هم اصرار داشته که آنها را برای خوردن یک جرعه آب و شیرینی عید به خانه دعوت کند. در همین حین بچه‌ها به دو نفری که یکی در طبقه بالای خانه و دیگری در طبقه پایین ایستاده بودند، شک می‌کنند و یکی از بچه‌ها را برای بازرسی می‌فرستند. دو، سه نفر ضدانقلاب مسلح داخل اتاق بودند. سریع یک رگبار به طرف آنها گرفته و پریده بود پایین. بعد گروه ضربت را فرستاده بودند و آنها درگیر شدند. برای‌شان از شهر سنندج نیروی کمکی فرستادیم، با این حال درگیری تا شب ادامه داشت. گروهک ضدانقلابی که در آن محدوده فعالیت داشت، گروهک کومله به فرماندهی فرد شروری به نام حسن الله‌دره اهل روستای الله‌دره بود.
صبح به محض روشن شدن هوا، به محل درگیری رفتیم. یک جنازه از ضدانقلاب آنجا جا مانده بود. جنازه را به روستای دلوآمده آوردیم و از مردم خواستیم که آن را شناسایی کنند. اما آنها قرآن‌های کوچکی که در جیب‌شان داشتند بیرون آوردند و با زبان کُردی قسم خوردند که او را نمی‌شناسند. خلاصه هیچ‌کس نگفت این جنازه کیست؟ ما هم جنازه را همان‌جا دفن کردیم. بعد از گروه ویژه‌ای که از نیروهای زبده پیشمرگان مسلمان کرد در سنندج شکل گرفته بود، خواستیم به آنجا بیاید. کار گروه ویژه این بود که به منطقه می‌رفتند و خودشان را جای پیشمرگه کومله و یا دمکرات جا می‌زدند و بعد اطلاعاتی که می‌خواستند را به دست می‌آوردند. شب دو، سه نفر از این نیروهای پیشمرگ به روستا رفتند و گفتند: ما از بالا آمده‌ایم، از طریق بی‌سیم به ما خبر دادند که اینجا درگیری شده، بروید برای کمک. خود مردم می‌گویند که کجا و چه طور درگیری شده است. مردم آبادی هم آنها را به خانه ماموستا بردند. ماموستا و همسرش چشم‌شان که به آنها افتاده بود، زده بودند زیر گریه و گفته بودند: چه غافل نشسته‌اید که صبح نیروهای جمهوری اسلامی آمدند، درگیری شد. حسن داخل روستا زخمی شد، بعد رفت پایین همان جا او را کشتند. جنازه‌اش را هم آوردند داخل روستا تاب دادند، اما ما گفتیم: نمی‌شناسیم.

پیشمرگ‌ها هم به دروغ شروع کرده بودند به گریه کردن و گفته بودند: حالا که این طور شد ما هم جنازه حسن را در می‌آوریم و با خودمان می‌بریم. پایگاه رژیم کجاست تا ما برویم با آنها صحبت کنیم. ماموستا گفته: عجله نکنید. قبل از این که بروید امانتی که حسن پیش من برای شما گذاشته است را تحویل‌تان بدهم. حسن قبل از این که کشته شود مقداری وسیله به من داد و گفت: این پیش شما امانت باشد. اگر خودم برگشتم که هیچ و گرنه این‌ها را تحویل کومله بدهید؛ یک دستگاه بی‌سیم دستی، یک جدول کُد و رمز کامل و کوچک، یک نقشه از منطقه که تمام چشمه‌ها و ارتفاعات روستا را در بر می‌گرفت، یک لیست از هوادارهای ما، یک لیست از هوادارهای خودشان و … را به آنها داده بود. پیشمرگ‌ها هم دو برگ صورتجلسه صوری تهیه کرده و امضاء کرده بودند. ماموستا هم امضا کرده بود. یک برگ را خودشان برداشته، یک برگ را هم به ماموستا داده بودند. بعد هم ماموستا این‌ها را آورده بود پشت پایگاه ما و سیر تا پیاز اطلاعات پایگاه را به آنها داده بود؛ این که پایگاه چندتا نیرو دارد، چندتا از آنها سرباز هستند، چندتا بومی هستند.
دو نفر نیروی بسیجی دارند. اگر می‌خواهید از در پایگاه وارد شوید، مین‌گذاری شده است. خلاصه سیر تا پیاز اطلاعات پایگاه را برای‌شان گفته بود. همان موقع یکی از پیشمرگ ها با دست زده بود پس کله ماموستا و گفته بود خاک بر سرت. ماموستا هم به خودش آمده بود که ای دل غافل چه رو دستی خورده است. او را زندانی کردیم و بعد از مدتی هم آزاد شد. وقتی فهمیدیم جنازه‌ای که دفن کرده‌ایم، جنازه سرکرده شرور کومله حسن الله‌‌دره است. در آن محدوده کمین گذاشتیم تا وقتی آنها برای بیرون کشیدن جنازه‌اش می‌آیند غافلگیرشان کنیم. مطمئن بودیم که می‌آیند، چون به بردن جنازه مُقید بودند. دوسه بار آمده بودند جنازه را ببرند، اما متوجه کمین ما شده بودند و از خیرش گذشته بودند.

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.