تبعات تصمیم هیئت برای پاسداران مستقر در مهاباد

تبعات تصمیم هیئت برای پاسداران مستقر در مهاباد بسیار سنگین بود و هم از نظر نظامی و هم از نظر روانی فشار زیادی را به آنها وارد میکرد. حملات پیدرپی و گستاخانه ضدانقلاب به اضافه کمبود غذا، دارو و مهمات شرایط سخت و طاقتفرسایی را برای آنها فراهم کرده بود، اما بااینحال نیروها ایستاده بودند و مقاومت میکردند. سردار جواد استکی درباره اوضاع مهاباد در این روزها و شرایط نیروهایش میگوید:
«زمزمهی خروج پاسداران که بلند شد. آنها [ضدانقلاب] ظرف چند روز شهرباني و کلانتري را تصرف کردند. صداوسیما را هم در اختيار گرفتند. به مقر ما هم که در دخانيات بود، شبها حمله میکردند. البته ما يک تيربار خوب داشتيم که شهيد مهدي مسجديان تيربارچي آن بود و بهخوبی مقاومت میکرد. ما از سر شب با آنها درگير بوديم. صبح که میشد محو میشدند. یکشب اینقدر در مهاباد اوضاع وخيم شد که مقر ما در آستانهی سقوط قرار گرفت. جنگ رواني راه انداخته بودند و به نيروها فشار میآوردند که تسليم شوند. میگفتند شما پاسدارها بايد برويد بيرون، اين مصوبهی دولت است. اطلاعيه پخش میکردند. شایعهپردازی میکردند

فشار زيادي روي ما بود. در اين حملات شبانه تعدادي شهيد و مجروح داديم. در اين شرايط از دفتر حضرت امام با ما تماس گرفتند. گوشي را من گرفتم. حاج احمد آقا، فرزند ايشان پشت خط بودند. گفتند: آنجا چه خبر است. اوضاع چه طور است؟ میخواهم به حضرت امام گزارش بدهم. گفتم: اينجا فشار خيلي زياد است. البته ما ایستادهایم و داريم میجنگیم و بههیچوجه هم کردستان را ترک نمیکنیم. ما میتوانیم کردستان را حفظ کنيم. البته ما شرايط خوبي نداشتيم. از نظر غذا، دارو و مهمات مشکل داشتيم. مهماتمان خيلي کم بود. در آن شبها که درگيري و فشار ضدانقلاب خيلي زياد بود بچهها مجبور بودند براي تهیهی مهمات از داخل مقر بيرون بيايند و از جويِ آبي که کنار خيابان بود سینهخیز تا پادگان ارتش يا مقر کاخ جوانان که آقاي ابن الرسول آنجا بود، بروند. بهاینترتیب از خيابان عبور میکردند، مهمات را میگرفتند و بعد دوباره از داخل همان جويِ آب بر میگشتند. شرايط بسيار سخت و نفسگیر بود تا وقتیکه آقا رحیم صفوي به ما دستور تخلیهی مقر و عقبنشینی را داد. علیرغم ميل باطنیمان وسایلمان را جمع کرديم و به فرمانداري آمدیم؛ آنجا هم درگيري بود. بعدازآنجا به فرمانداري مياندوآب و بعد سنندج رفتیم، در سنندج يکي، دو شب در مقر صداوسیما که بچههای اصفهان مستقر بودند، مانديم و بعد به اصفهان برگشتیم؛ اما عدهای از نیروهاي اصفهان در پادگان بانه يا باشگاه افسران سنندج ماندند؛ شهيد [حسين] قجهاي هم از کساني بود که در آن شرايط با لباس مبدل به سنندج میرفت و کار شناسايي منطقه
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0