تاریخ انتشار : یکشنبه 17 خرداد 1405 - 7:54 - یکشنبه 7 ژوئن 2026 - 7:54
7 بازدید
کد خبر : 28624

بمباران وحشیانه زندان دوله تو

بمباران وحشیانه زندان دوله تو
بمباران وحشیانه زندان دوله تو

دوله‌تو در نقطه‌ي صفر مرزي در شمال غرب سردشت بين مرز ايران و عراق قرار دارد. اين روستا با روستاهاي آلواتان، ميرآباد و مزرعه همسايه است و با عراق نيز مرز مشترك دارد. زندان دوله‌تو در همين روستا بود. زندان در نقطه‌اي كوهستاني،تَهِ یک درّه دور از ديد و در محلي مخفي شده در ميان جنگل‌هاي طبيعي در كنار رودخانه دوله‌تو قرار داشت.دوله تو تا مرز بيشتر از 2 كيلومتر فاصله نداشت و درکمتر ازیکساعت مي شد به عراق رسيد. ساختمان زندان يك طويله‌ي بزرگ بود. يك چهار ديواري مشخص با يك در حلبي. وسعت ساختمان زندان، حدود صدمتر بود. با ارتفاع 1 تا 5/1 متري و هشت اتاق كه در دو رديف روبه‌روي هم قرار داشت و بين آنها يك محوطه‌ي خالي بود. سلول‌ها كاملاً تنگ و به هم فشرده بود؛ آن چنان كهدر هر اتاق 2.5 در 10 متر حدود 45 نفر زندانی به سر می بردند. باتوجه به تعداد بالاي اسرا و كمبود مكان، بعضي از بچه‌ها براي استراحت به داخل آخور طويله مي‌رفتند. آن‌قدر جا كم بود كه اسرا به‌سختي خودشان را جابه‌جا مي‌كردند. زندان تحت کنترل حزب دمکرات کردستان قرار داشت. اما به گفته‌ی برخی زندانیان به جا مانده از واقعه‌ی بمباران، نیروهای سایر احزاب مخالف جمهوری اسلامی که در کردستان حضور نظامی و غیرنظامی داشتند و همچنین برخی نیروهای ارتش شاهنشاهی، نیز در میان زندانبانان دیده می‌شدند.
در زندان حدود 200 نفر از جهاد، سپاه، ارتش، بسيج، ژاندارمري، پيشمرگان مسلمان و همه‌ي نيروهاي عادي و انقلابي مناطق غرب بودند كه از همدان، كردستان، كرمانشاه، آذربايجان غربي و شرقي توسط حزب دمكرات دستگير شده بودند. اسرا بعضاً بيش از يك سال مي‌شد كه در اين زندان و چند ساختمان مجزا از يك ديگر به سر مي‌بردند. همچنین دمكرات ها نیروهای محلی مخالف و گروهی از همکاران منتقد سابق خود را که به دنبال کنگره‌ي چهارم حزب انشعاب کرده بودند، در این طويله زندانی کرده بودند. در حقيقت در اين زندان معجوني از همه‌ي گروه‌ها وجود داشت. اسرا با فرهنگ‌ها و ديدگاه‌هاي مختلفي بودند.

روزهاي 15 و 16 اردیبهشت‌ماه سال1360جلیل گادانی، فتاح کاویانی و ایرج سلطانی به اسم مستعار امير خلبان مسئول منطقه‌ی اشنويه از طرف حزب دمكرات به نمایندگی از طرف قاسملو و عبدالله مهتدی و ابراهیم علیزاده از طرف گروهک کومله با سرهنگ عیار عبدالرضا و رشید صالح از افسران حزب بعث عراق مستقر در اداره‌ي استخبارات کرکوک در منطقه‌ي مرزي خدرآباد واقع در 40 كيلومتري پيرانشهر ملاقات کردند تا به موجب آن حزب از داخل و عراق از خارج طرح حمله به پيرانشهر را عملي سازند، ولی چون اكثر سران حزب دمکرات با این کار مخالف بودند و تنها سه نفر از آنان موافقت خود را با این طرح اعلام كردند، طرح بر هم می خورد. بلأخره با پيشنهاد این سه نفر مبنی بر این که به زودی حزب دمکرات منحل و گروگان‌های تحت اختیار آنان نیز تحویل داده خواهند شد، تصمیم گرفته شد روز پنج شنبه زندانیان مورد نظر با چهار فروند هلی‌کوپتر به عراق انتقال یابند، اما به علت نامعلومی این برنامه هم انجام نگرفت وبهترين راه‌حل براي از بین بردن زندان دوله‌تو، بمب‌باران زندان بودکه در این ملاقات، بر سر بمباران زندان دوله‌تو توافق شد. بمباران زندان از طرف سروان فراري ايرج سلطاني مطرح و تصويب شد.
روز پنج شنبه 17 اردیبهشت ماه 1360، بر خلاف هر روز كه اسرا به بيگاري مي رفتند، در حياط زندان نگه داشته شدند. ساعت 10:30 صبح با عبورهواپيماهايعراقي از روي زندان كه پرچم بلندی از حزب دمكرات بر بالاي آن نصب شده بود، محافظان زندان ازشروع حمله آگاه شدند. نگهبان‌ها بعد از دیدن هواپيماها سوت زدند و اسرا را که در محوطه بودند به زور داخل زندان کردند. بعد در زندان را از پشت قفل كردند و خودشان در مناطق امن اطراف زندان پناه گرفتند.يك هواپيماي سفيد سوخو 23 يا 25 از خاك عراق وارد فضاي ايران شد، روي كوه‌هاي اطراف چرخي زد و آمد روي زندان،صداي مهيبي بلند شدكه خيلي عجيب بود.هواپيما كه وارد شد پنج دقيقه هم طول نكشيد،آمد پايين‌تر و يك بمب و یک راکت انداخت آن طرف زندان، بعد هم بمب‌هاي بعدي‌اش را همان حول و حوش ريخت و رفت.هواپيماي دوم آمد، اين هواپيما هم مثل همان اولي، چهار بمب خود را ريخت سمت دیگر زندان و رفت. يك بمب آتش‌زا شبيه ناپالم در رودخانه‌ی نزديك زندان معروف به دوآب دوله‌تو افتاده بود و حوضچه‌ی بزرگي به ابعاد 20×20 متر درست کرده بود. هواپيماي اول دوباره برگشت، اما اين بار بمب نريخت و فقط رگبار گلوله بود كه بر محوطه‌ی زندان مي‌باريد. دیوار زندان بر روی زندانیان خراب شده و ، اتاق‌ها ويران شده بودند. عده ای از اسرا شهید، عده ای مجروح شدند، عده‌ا‌ي هم كه از شرّ بمب‌باران در امان مانده بودند، به بدن‌هاي تكه‌پاره‌ي مجروحان رسیدگی می‌کردند.

در همین حین دوباره سه فروند هلي‌كوپتر سياه و توپدار كه هيبت و شكل خاصي داشتند، از آسمان عراق آمدند و شروع كردند به شليك رگباربا مسلسل‌هاي كاليبر50 وقتي هلی‌کوپترها آمدند آنهایی که سالم مانده بودند، از شکاف دیوارها به اطراف فرار کردند تا در جنگل، لابه‌لاي درخت‌ها پنهان شوند. هلی‌کوپترهای عراقی که مسلح به راکت بودند از ارتفاع کم به زندان حمله کردندو بعد از شلیک چند راکت، مجروحین يا آنهایی که زير آوار مانده بودند و يا در اطراف ساختمان پراكنده بودند را به رگبار بستند. تركيب هلي‌كوپترها كه به صورت ثابت بالاي سر زندانيان و ساختمان خراب شده بودند، به حدي ساده بود كه با اسلحه‌ی سبك مي شد، آنها را سرنگون كرد. اماپيشمرگان حزب نه تنها به طرف هلي‌كوپترها تيراندازي نكردند، بلكه اسرایی را كه موفق مي‌شدند جان سالم به در برده و در حال فرار بودند با گلوله می‌زدند. هلي‌كوپترها كارشان را كه انجام دادند، دو سه چرخي زدند و چون هيچ سر و صدايي نبود منطقه را ترك كردند.حزب براي فاش نشدن اين موضوع،پيكر آن عده از اسرا را كه با گلوله‌هاي كلاشينكف افرادش به شهادت رسيده بودند،به دولت تحويل نداد و خود اقدام به خاكسپاري آن‌ها كرد.دمكرات‌ها باقی اسرا را شبانه به روستای داوودآباد بردند.در روستا مسجدی بود که شد زندان آنها.روز بعد آن نود نفر را دوباره به دوله‌تو بازگرداندندتا آوارها را زير و رو كنندو بقيه‌ شهدا را هم بيرون بياورند،اين كار چند روز ادامه داشت.با پایان جستجوی اجسادشهدا،55 نفر شهيدو 55 نفر زخمي نتيجه‌ی پنج دقيقه بمباران جنگنده‌های عراقی بود.

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.