تاریخ انتشار : شنبه 16 خرداد 1405 - 14:48 - شنبه 6 ژوئن 2026 - 14:48
9 بازدید
کد خبر : 28548

اولین اعزام نیرو از اصفهان برای آزادسازی و پاکسازی شهر سنندج

اولین اعزام نیرو از اصفهان برای آزادسازی و پاکسازی شهر سنندج
اولین اعزام نیرو از اصفهان برای آزادسازی و پاکسازی شهر سنندج

با درخواست‌های استمداد بروجردی و اوضاع بغرنجی که در سنندج پیش‌آمده بود، عباس دوزدوزانی، فرمانده کل سپاه با حکمی سید رحیم صفوی، فرمانده عملیات سپاه اصفهان به عنوان رابط عملیاتی سپاه و ارتش در غرب کشور منصوب کرد. ویژگی‌های صفوی و تجارب قبلی‌اش، به‌خصوص آشنایی و رفاقتی که بین او و نیروهایی مثل صیاد شیرازی در ارتش وجود داشت، می‌توانست در هماهنگی و بسیج نیروهای مذهبی و انقلابی ارتش مؤثر باشد؛ چون صیاد شیرازی و سایر نیروهایی که مثل او با افکار مذهبی و انقلابی، رابطه چندان خوبی با برخی از فرماندهان وقت ارتش نداشتند؛ اما با سنخیتی که با نیروهای سپاه داشتند، نه‌تنها این نقص جبران می‌شد، بلکه با کارآمدی که در میدان عمل از خود نشان می‌دادند، خودبه‌خود لیاقتشان برای فرماندهان ارتش هم ثابت می‌شد. به‌این‌ترتیب بود که ابتدا صفوی و نیروهایش مقتدرانه از اصفهان پا به عرصه نبرد گذاشتند و بعدازآن، مرحله‌به‌مرحله سایر نیروها به‌صورت گروه‌های 100 نفر به‌وسیله هواپیما از استان‌های مختلف وارد فرودگاه سنندج شدند. یک گردان به فرماندهی شهید باکری از تبریز و ارومیه، یک گردان از شیراز به فرماندهی آقای نبی‌الله رودکی، تعدادی هم از مشهد با آقای شوشتری.

سپاه اصفهان برای اعزام نیروهایش به کردستان، راهی به‌جز آسمان نداشت؛ چون همه مسیرهای ورودی به سنندج از طرف کامیاران، همدان، قروه، دیواندره و سقز بسته‌شده و در اختیار ضدانقلاب قرار داشت و آن‌ها مجبور بودند نقل و انتقالاتشان را از طریق ترابری هوایی انجام دهند. شهید صیاد شیرازی با تیمسار فلاحی در تهران هماهنگی کرد تا هواپیمایی تهیه کنند و نیروهایی که در اصفهان آماده اعزام می‌شدند را به سنندج انتقال دهند. در این فاصله بر حسب اتفاق، صیاد مطلع ‌شد که یک فروند هواپیمای سی130 در مسیر تهران – شیراز در پرواز است با هماهنگی‌هایی که خودش انجام می‌دهد، هواپیما را در فرودگاه اصفهان می‌نشانند و ظهر پنجم اردیبهشت‌ماه 1359 صد نفر از نیروهای آماده اعزام با سلاح، تجهیزات و امکانات به عنوان گروه اول سوار هواپیما شده و به سمت سنندج حرکت کردند. هواپیمای سی130 مجاز بود، حداکثر 64 نفر چترباز را با تجهیزات و یا 92 نفر مسافر یا مجروح را جابه‌جا کند؛ اما در آن شرایط خاص بیشتر از صد رزمنده را با مقدار قابل‌توجهی مهمات و سلاح‌های نیمه‌سنگین حمل می‌کرد. نیروها سلاح به دست و درهم‌فشرده روی جعبه‌های مهمات نشسته بودند و چون کمربند ایمنی به تعداد کافی نبود با هر تکانی روی‌هم می‌ریختند.


50 دقیقه بود که در آسمان بودند و دیگر وقت فرود آمدن در فرودگاه سنندج بود؛ اما از اتاقک خلبان، جناب سرگرد شیرازی را خواستند. خلبان گفت: با فرودگاه سنندج هیچ تماسی نداریم و هرچقدر تلاش می‌کنیم، جوابی نمی‌شنویم. برای فرود آمدن نیاز به هدایت از برج مراقبت فرودگاه داریم. چون هوای سنندج ابری است و بدون هدایت خارجی نمی‌توانیم باند را پیدا کنیم، مجبوریم در کرمانشاه فرود بیاییم؛ اما سرگرد از آن‌ها خواست هر طور شده هواپیما را در فرودگاه سنندج بنشانند. ناوبر هواپیما [خلبان دوم]، پیشنهاد داد مسیر هواپیما را ۱۸۰ درجه به سمت ملایر برگردانند. آنجا سیستم دی. بی است و تماس برقرار می‌شود. همین کار را کردند و سرانجام بعد از بیش از دو ساعت و نیم سرگردانی در آسمان، ارتفاع را از بیست هزارپا به پنج هزارپا کم کردند و بعد از عبور از یک رشته‌کوه و چند تپه، فرودگاه دیده شد و سی ۱۳۰ نصفه، نیمه به زمین نشست.چند ساعت بعد از اعزام اولین هواپیما، دومین پرواز به سنندج انجام شد و بقیه نیروها هم به فرودگاه اعزام شدند. قرار بود هواپیمای دوم بلافاصله بعد از هواپیمای اول به فرودگاه برسد؛ اما غروب رسید. به محض توقف هواپیما، نیروها سریع پیاده شدند. صدای تیراندازی‌های پراکنده شنیده می‌شد. برای همین نیروها سریع به طرف برج مراقبت دویدند و داخل سنگرهای اطراف فرودگاه و برج مراقبت تقسیم شدند.


خاطرات (سید رحیم صفوی)


(خاطرات (سید رحیم صفوی
با وجود این‌که بیشتر از سه هفته از تشکیل خانواده‌ام نمی‌گذشت در فرودگاه قدیم اصفهان طی مصاحبه‌ای تلویزیونی گفتم:ما پاسداران وبسیجیان به قصدمقابله با ضدانقلاب وآزاد کردن کردستان عازم آن منطقه هستیم وهمان روز باحدود دویست نفر از پاسداران وبسیجیان شجاع، مؤمن وجوان اصفهانی که همه آماده،قبراق،سبک‌بال وبه دور ازهر نوع وابستگی به مظاهر دنیایی بودند،از فرودگاه قدیم اصفهان عازم سنندج شدیم.سپاه اصفهان قدرتمند بودوما تفنگ ژ.3، تیربارام.1و ژ.3،آر.پی.جی7 وتفنگ 106 با مهمات کافی همراهمان داشتیم.ما حتی انواع مختلف کلت؛مثل کالیبر45 با خودمان برده بودیم؛بیش از200 قبضه کلت رُولور که آن زمان سلاح شهربانی بود،با خودمان به سنندج بردیم.خود من یک کلت کالیبر45 که به کلت فیل‌کُش معروف است،همراه داشتم.وقتی حرکت کردیم،هواپیما به‌جای این‌که ما را به فرودگاه سنندج ببرد،سر از مرز ترکیه درآورده بود؛در پیدا کردن فرودگاه سنندج مشکل داشت وراه را پیدا نمی‌کرد،می‌خواست نیروها را به اصفهان برگرداند؛اما ما اصرارداشتیم به منطقه برویم ومی‌گفتیم اگرامکان فرود در فرودگاه سنندج نیست،ما را در فرودگاه همدان پیاده کنید.خلبان مقدار دیگری درآسمان چرخیدتا این‌که با عنایت خداوند،باندفرودگاه سنندج را که در محل نامناسبی ساخته‌شده بود،پیدا کرد.وقتی واردفرودگاه سنندج شدیم،نیروهای ضدانقلاب که روی ارتفاع مشرف به فرودگاه بودند،هم‌زمان با نشستن هواپیما،شروع به شلیک خمپاره‌کردند،خلبان هم بدون این‌که موتور هواپیما را خاموش کند،نیروها را از در عقب پیاده کرد ورفت.

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.