تاریخ انتشار : شنبه 16 خرداد 1405 - 12:25 - شنبه 6 ژوئن 2026 - 12:25
6 بازدید
کد خبر : 28495

آزادسازی قالو در خاطرات (ظریف)

آزادسازی قالو در خاطرات (ظریف)
آزادسازی قالو در خاطرات (ظریف)

قالو آن موقع منطقه آلوده اي بود که اسم و رسمي براي خودش داشت. در اين وضعيت خاص جغرافيايي كه دسترسي نيروي نظامي ميسر نبود طرح ريزي شده بود كه اين منطقه را پاکسازی بكنيم. با دو گردان نیرو به منطقه رفتیم. آن موقع گردان ها خيلي سنگين بود. استعدادشان چهار صد نفره بود. روی گردنه گنه دار كمين خورديم. ما اين را پايان كار ديديم. گفتيم ديگر كمين خورديم امكان عمليات رفتن وجود ندارد ريختيم پايين و موضع گرفتيم. بعد صداي محمود کاوه را شنيديم كه مي گفت: نيروهاي تان را جمع جور كنيد و ادامه بدهيد. گفتم: كمين. گفت: كار به كارش نگيريد بياييد حالا يك آتشي هم عليه ضدانقلاب گشوده شده جوابش داده شد و از آن نقطه كمينش دور شد، ولي ما در همان افكار بودیم که كار تمام شده و امكان ندارد ديگر عمليات انجام شود. هوا هم تاريك شده بود و‌ به تاريكي خورديم. اما کاوه گفت:‌ از همان جا پياده راه بيفتيد بياييد. نیروها را به ستون كرديم و راه افتاديم رفتيم. ما بايد از جاده عبور مي كرديم. ناصر مجيدي با نيروها داشت مي آمد گفت صدایي از توي جاده شنيده مي شود. هي توي تاريكي شب جستجو كردند، نيروها را به سكوت دعوت كردند و گوش دادند چشم انداختند اين طرف و ‌آن طرف که ديديم بله صداي كَندن زمين مي آيد. با محمود تماس گرفتيم و گفتم‌ به نظرم توي جاده مين گذاري مي كنند. گفت: دورشان بزنيد و بياييد. ‌ما به جناح راست باز شديم و ناصر مجيدي به جناح چپ. اين ها که دو نفر بودند متواري شدند. آنها داشتند يك مين ضد خودرو كار مي گذاشتند.
باز هم محمود گفت‌ شما وقت تان را صرف آنجا نكنيد و به راه تان ادامه بدهید. ما بايد از رودخانه عبور مي كرديم. بالاي ارتفاعات بالاي روستای قالو يك ارتفاعي بود معروف به دوقلو. ما بايد از روستاهاي قویطال كه حاشيه ی جاده بود عبور مي كرديم. بعد از رودخانه عبور مي كرديم. آن طرف رودخانه منطقه ی جنگلي بود. موقع عبور از رودخانه يكی، دو نفر از نيروهاي بسيجي ما که كوچك بودند را آب چند متري برد. یکی از بچه ها که تنومند و ‌قدرتمند بود با سرعت العمل بالایی اين دو تا را در آب گرفته بود. آن طرف رودخانه با محمود تماس گرفتيم گفتيم‌ به نظرمان يك گروه آن طرف رودخانه كمين كرده اند. محمود گفت‌: عبور كن و با سرعت هرچه تمام تر شما به راه خودت ادامه بده برو به سمت اهداف. نزديك صبح بود و ما بايد قبل از روشنايي هوا اهداف مان را مي گرفتيم. نمي دانم اين مسافت را چه طوري طي كرديم. ‌ سرعت مان خيلي زياد شده بود. شهيد نظري كه انتهاي ستون ما بود مي گفت‌ يك چند نفر اين عقب عين اين كه دنبال ما بكنند دارند دنبال مان مي كنند. به محمود خبر دادیم اما او تأکید می کرد به سرعت بيشتر.گفتم:‌ بابا اين چه وضعي است ما اينجا اين ها دنبال مان کرده اند ‌ بايستيم با اين ها مقابله بكنيم. اما دستور همان بود، سرعت بیشتر.قبل از روشن شدن هوا، ساعت سه و نيم، چهار صبح بود که رسيديم به ارتفاع. ارتفاع را گرفتيم و ضدانقلاب نتوانست به ارتفاع مسلط شود چون ما زودتر رسیده بودیم. اگر ارتفاع را مي گرفت، هم ما تلفات زيادی مي داديم، هم این که كل عمليات با مشكل مواجه مي شد. آنجا بود که فهميديم سرعت بيشتر يعني چي. ارتفاع، ارتفاع وسيعي بود. محمود تماسش قطع نمي شد. از جناح معبر آن طرف هم شهيد امير عباسي بود قرار بود بيايد يك حالت محاصره اي بشود و روستاها پاكسازي بشود.ارتفاع را که گرفتیم دستور رسید سريع گسترش پيدا بكنيد و يال هاي مربوطه را هم بگيريد. تا آن حالت محاصره اي، آن نقطه ی سركوبي كه از ضدانقلاب بود تصرف بشود.در تقسیم نیروها، ما يك دسته فرستاده بوديم بالاي روستاي قالو. اين ارتباطش قطع شد. بيست دقيقه، نيم ساعتي می شد که ما درآن تاريكي هيچ ارتباطي با آنها نداشتيم. تنها يك بار ارتباطش وصل شد و گفت‌ ما محاصره شده ايم. گفتيم: كجا محاصره اي؟ گفت: الآن دور تادور ما فكر مي كنم كسي هست. ما شهيد حشمتي را از آن طرف كه جناح مخالف اين ها گسترش پيدا كرده بود فراخواني كرديم و اعزام كرديم به محل اين ها. بعد از ده دقيقه تماس گرفتيم گفتند ما هدف مان را گرفتيم. گفتيم: چي بود اين جريان كه محاصره شده بود. گفت: ما نقطه اي كه مد نظر بود،‌ توي طرح بود به آنجا رسيديم. احساس كرديم محاصره شديم. چند تا گله گوسفند در دامنه آمده بود توي تاریكي شب و اين ها چوپان ها بودند. چوپان ها را گرفتيم. چون اگر چوپان ها بر مي گشتند به روستا خبر مي دادند كه ارتفاعات را گرفته ایم. صبح عملیات آزادسازی روستا شروع شد. از آنجا به بعد درگيري شروع شد. آتش هاي ادواتي، مقرهايي كه ضدانقلاب حضور داشت و مكانی بسيار سخت قلمداد می شد و تسخير و تصرفش خيلي بعيد به نظر می رسید، خيلي راحت تصرف شد.‌آتش ادوات که اجرا می شد ما می ديديم که ضدانقلاب دارد فرار مي كند.

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.