تاریخ انتشار : شنبه 16 خرداد 1405 - 15:18 - شنبه 6 ژوئن 2026 - 15:18
8 بازدید
کد خبر : 28577

آزادسازی شهر سنندج خاطرات (مصطفی طلاکوب)

آزادسازی شهر سنندج خاطرات (مصطفی طلاکوب)
آزادسازی شهر سنندج خاطرات (مصطفی طلاکوب)

از فرودگاه سنندج تا پادگان با هلی‌کوپتر شاید 5 دقیقه راه باشد، وقتی می‌خواستند ما را از فرودگاه به پادگان منتقل کنند یک شینوک زودتر از ما بلند شد که هدف قرار گرفت، برای همین شینوکی که می‌خواست ما را ببرد یک ساعتی در آسمان می‌چرخید. با خودمان گفتیم مگر این شهر چه قدر بزرگ است که ما برای رفتن به پادگان یک ساعت است در راه هستیم، ما را کجا می‌برد؟ هلی‌کوپتر خیلی اوج گرفته بود. وقتی داخل پادگان نشست تمام پدافندهایی که داخل پادگان بودند، خانه‌های اطراف پادگان را که در اختیار ضدانقلاب بود و از آنجا بچه‌ها را می‌زدند، زیر آتش گرفت. وقتی وارد پادگان شدیم، ما را به خط کردند و یک آسایشگاه در اختیارمان گذاشتند؛ آسایشگاهش مخروبه بود. گفتند امشب را اینجا اُتراق کنید. بچه‌ها هم با شور و شوق شروع به تمیزکاری کردند؛ آشغال‌ها را بیرون ریختند، پتوها را تکاندند، جارو زدند و مرتب کردند. شهید [محسن] نم‌نبات که مسئول دسته ما بود آب‌پاشی می‌کرد. شهید قدیرعلی(مصطفی) سلطانی هم که فرمانده گروهمان بود، جای همه را مشخص کرد و بعد رفت غذا آورد، آن شب غذایشان پلو عدس بود؛ غذا را خوردیم و خوابیدیم.

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.