تاریخ انتشار : یکشنبه 17 خرداد 1405 - 7:46 - یکشنبه 7 ژوئن 2026 - 7:46
6 بازدید
کد خبر : 28618

آزادسازی شهر سنندج خاطرات (محمود حر )

آزادسازی شهر سنندج خاطرات (محمود حر )
آزادسازی شهر سنندج خاطرات (محمود حر )

نشسته بودیم و به وضع پیش آمده اعتراض می‌کردیم که آقا رحیم از کوره در رفت، داد کشید و گفت: خودتان طرح بدهید که چه کار کنیم. گفتم: به نظر من ما باید در تاریکی شب حرکت کنیم تا دیده نشویم. چون دشمن روی بلندی و کاملاً به ما مسلط است. گفت: خیلی خوب به طرح شما عمل می‌کنیم. با کُردها 40 نفر شدیم و از دیدگاه حرکت کردیم.تک‌تک از طریق چمنکاری باز روی دیدگاه، جاده را بریدیم و وارد جنگلی شدیم که دست راستمان بود و آرام آرام از داخل جنگل به خانه‌های اطراف دانشسرا نزدیک شدیم تا این‌که نزدیک ساختمان قرمز درگیر شدیم. ما از پنجره‌ها نارنجک داخل ساختمان می‌انداختیم، آن‌ها هم از داخل به طرف ما نارنجک پرتاب می‌کردند. با آر.پی.جی ساختمان را زدیم و آنجا را کاملاً محاصره کردیم، ولی باز ما را می‌زدندتا این‌که داخل هر سه‌طبقه ساختمان آر.پی.جی شلیک کردیم هر چیزی داخل ساختمان بود آتش گرفت. وقتی آتش کم شد، فهمیدیم دشمن دیوار پشت ساختمان راتخریب و فرار کرده است.درگیری تا ساعت 8صبح ادامه داشت وبعدازآن واردساختمان شدیم وشروع به پاکسازی کردیم.تعدادی بشکه نفت داخل حیاط بود. به محض این‌که خواستم وارد زیرزمین شوم،به طرفم تیراندازی شد. سریع خودم را عقب کشیدم و فریاد زدم، اینجا هستند.یکی از بچه‌ها که از راه‌پله‌های اضطراری بیرون ساختمان پایین می‌آمد شروع به تیراندازی کرد. روی زمین کُپ کردم؛ همین‌طور که تیراندازی می‌کرد،بشکه‌های نفت داخل حیاط آتش گرفت ویکی از آن‌ها که نزدیک راه‌پله‌های زیرزمین بود، داخل زیرزمین سقوط کرد و همه‌جا را به آتش کشید.

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.