خاطرات (محمدرضا ابراهیمیان)

بعد از چهل و پنج روز آموزش سخت و فشرده ما سوار سه اتوبوس کردند و به کردستان اعزام کردند. همه تأسف می خوردند که چرا کردستان، چون بیشتر عملیات ها جنوب بود. شب را همدان ماندیم و صبح وقتی تأمین جاده برقرار شد با اسکورت راهی سنندج شدیم. سه تا ماشین آهو که رویش دوشکا بسته بودند بین اتوبوس ها قرار گرفتند و تا سنندج ما را اسکورت کردند. یکی دو روزی دیدگاه بودیم بعد به باشگاه افسران رفتیم. بعد تقسیم شدیم و من به روابط عمومی سپاه در میدان آزادی که کارهای تبلیغاتی می کرد، منتقل شدم.
ما حفاظت آنجا را به عهده داشتیم. بعد از مدتی به پایگاه حسن آباد اعزام شدم. کارمان آنجا گشت و کمین اطراف روستای زنان بود. یک شب که از کمین بر می گشتیم، هر چه بیسیم زدیم که ما داریم بر می گردیم، بی سیم چی خوابش برده بود و جواب نمی داد. نزدیک مقر که شدیم ما را به رگبار بستند، حالا هر چی داد می زدیم، فایده ای نداشت. حق داشتند شلیک کنند چون ما بی خبر آمده بودیم. با این که تیراندازی شد، اما به خواست خدا هیچ اتفاقی برای هیچ کدام از بچه های نیفتاد.

یک شب در روستای زنان کمین داشتیم. یک تپه آنجا بود به ما گفتند اینجا برای خودتان سنگر درست کنید. از تپه که بالا رفتیم متوجه شدیم قبرستان است. بعضی از قبرها تخریب شده بود، علت را جویا شدیم، گفتند: اینها در درگیری با ضدانقلاب به شهادت رسیده اند برای همین قبرهایشان را خراب کرده بودند. ما یکی، دو جا زمین را کندیم تا حفره ای درست کنیم برای سنگر که یکباره فرو می ریخت، قبر بود. از این کار منصرف شدیم سنگها را روی هم چیدیم و دیواره ای ایجاد کردیم. خیلی ترسناک بود؛ مرده شورخانه، قبرستان و ظلمات محض ما هم بچه سال بودیم. نوبت نگهبانی من که شد گفتند به هر چیزی شک کردی، رگبار را سمتش بگیر. همین طور که نگهبانی می دادم متوجه شدم توی قبرستون یکی بالای سر قبری نشسته و تکان میخورد. یک خشاب را به سمتش شلیک کردم اما باز هم تکان می خورد. دو سه بار دیگر شلیک کردم، اما باز هم تکان می خورد. صبح وقتی هوا روشن شد رفتم جلو ببینم چی بود که بهش تیراندازی کردم. هدف من یک درخت کاج کوچک بود که باد تکانش می داد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0