آزادسازی و پاکسازی روستای گلین

مهرماه 1361 در جریان عملیاتی در منطقه سنندج روستاهاي گلين، ارتفاعات ملامصفا و كوه خزيله از وجود ضدانقلاب پاكسازي شد. تلفات دشمن در اين عمليات بيش از 60 نفر برآورد شد. گلين در 50 كيلومتري عمق سنندج قرار داشت و به يك منطقه مركزي و امن براي ضدانقلاب درآمده بود. عمليات از دو محور انجام شد؛ يكي محور حسنآباد و ديگري روستاي دولاب. از محور حسنآباد يك ستون به استعداد يك گردان و يك گروهان براي عمليات رها شدند. از دولاب هم يك ستون نيرو با استعداد يك گردان حركت كرد به اضافه اين كه ادوات پشتيباني هم در دولاب مستقر شد. ارتفاعات خزيله را بايد [مجید]مقيميان و نيروهايش پاكسازي ميكردند كه موفق به گرفتن آن نشدند.
صبح روز 27 مهرماه، محمدرضا افيوني با نيروهايش براي گرفتن خزيله حركت كردند. همان جا، روي ارتفاع خزيله بود كه بايزيدي به درك واصل شد. تیر دوشیکا به سرش خورده بود و کل سرش را بالا آورده بود؛ بايزيدي، پيشمرگ خائني بود كه سال 60 هیجده نفر از نيروهاي بسيجي پايگاه آبيدر را تحويل حزب دمکرات داده بود

عبدالکریم عسگری، درباره عقب راندن ضدانقلاب از گلین میگوید:
«یک هفته بود که میخواستند عملیات را شروع کنند؛ اما هر بار باران به شدت میبارید و مانع از اجرای عملیات میشد. حاج اکبر دو دل شده بود که نکند صلاح و مصلحت و مشیت الهی بر این قرار گرفته که ما این عملیات را انجام ندهیم. به همین خاطر، از حاج آقا موسوی، نماینده حضرت امام در کردستان خواست تا استخاره بگیرد. استخاره کرد و آیه «واعدو لهم مستطعهم من قوه» آمد. فرماندهان هم نیروها را چند برابر کردند و منطقه عملیاتی را به سمت گلین، هشمیز، اندر، برزاب و … گسترش یک گروه از نیروها از طرف برزاب و پتلیدر در این محور و برای آزادسازی روستای گلین حرکت کردند. چیزی که عبور نیروهای ما را برای روستاهای توریور و گلین سخت میکرد، حضور ضدانقلاب روی ارتفاعی بود که در نقشه با نام قبرِ عزالدین[ارتفاعات خزیله] ثبت شده بود. وقتی نیروها در محورهای عملیاتی شروع به پیشروی کردند، هوا صاف بود، ولی کمکم ابری شد و وقتی بچهها پای این ارتفاع رسیدند، باران شروع به باریدن کرد و این کمک بزرگی برای ما بود؛ چون نیروهای ضدانقلاب فکرش را هم نمیکردند که ما با این حجم از بارندگی، حرکت کنیم و داخل سنگرهایشان رفته بودند. بچهها هم آرام و بی سر و صدا از ارتفاع بالا رفتند و بعد که به سنگرهای آنها مسلط شدند، درگیری شروع شد

رسول یاحی درباره پاکسازی روستای گلین میگوید:
«قبل از رفتن به گلین با مردم آنجا هماهنگ شده بودیم. مردم گلین علیه ضدانقلاب کارهای ایذایی انجام میدادند، مثلاً یک نفرشان نارنجکی به محل جلسه کومله در روستا پرتاب کرده و تعدادی کشته و زخمی روی دست کومله گذاشته بود یا اين كه در مسیر عبور خودروهای کومله مين گذاشته بودند.
روز عملیات دو، سه مرتبه با هلیکوپتر مواضع دشمن را کوبیدیم و بعد عملیات را شروع کردیم. تا بیست و چهار ساعت به شدت با دشمن درگیر بودیم. بچهها بسیار خوب جنگیدند، دشمن هم مقاومت زیادی کرد. ارتفاع کوچکی [به نام ملام مصطفی] که حدود 3 هزار متر بلندی داشت، در منطقه تک بود. بچهها چند مرتبه به این ارتفاع هجوم بردند، ولی بیشتر از 8 نفرشان به قله نرسیدند. همه خسته شده بودند؛ اما خیلی خوب جنگیدند و تلفات زیادی به دشمن وارد کردند.»
روز اول قسمتي از منطقه كه حدود 10 كيلومتر بود، پاكسازي شد. اما بعد از آن، در نقطهاي اطراف روستاي گلين كه زمين عوارض پيچيدهاي داشت، ضدانقلاب با تعداد زيادي نيرو، دست به يك مقاومت شديد زد. حاج حاتم درباره تدبیر فوقالعاده و راهبردی حاج اکبر آقابابایی در این بخش از عملیات در نقل خاطراتش میگوید:
«در طرحريزي عمليات، آقابابايي به ما ابلاغ كرد كه شش نوع ادوات پشتيباني را به روستاي دولاب كه پشت اين منطقه بود، ببريم. دولاب قبلاً آزاد شده بود و چهل و پنج پيشمرگ داشت. ما نميتوانستيم درك كنيم كه چرا مثلاً توپ155 را بايد به منطقهاي دور از منطقه عمليات اعزام كنيم. با يك برنامه پر حجم اجرايي، طبق دستور سلاحها را به دولاب برديم. در ادامه عمليات ضدانقلاب كه در آخرين نقطه خود قرار داشت با خط محاصرهاي كه ايجاد شده بود، مقاومت زيادي كرد و ما توانستيم بلافاصله با آن سلاحهاي پشتيباني و توپ 155 و ادواتي كه به روستاي دولاب برده بوديم، به سهولت ظرف يكي دو ساعت اجراي آتشهاي پراكنده و 7 تا 8 دقيقه درگيري شديد، مقاومت آنها را بشكنيم. با اين تدبير آقابابايي نيروها توانستند گلين را محاصره و پاكسازي كنند.»
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0