پاکسازی محور کامیاران به کلاسره (کوله ساره،) سرچین، طای و اندیمن (هندیمن)

پاکسازی محور کامیاران به کلاسره (کوله ساره،) سرچین، طای و اندیمن (هندیمن)
محور کوله ساره، جمعیت خیلی زیادی داشت. در این مسیر هفت، هشت تا روستا قرار دارد. به ترتیب روستاهای نجف آباد، کوله ساره، سرچین، اندیمن تا آخرش میرود به نیر، محراب و تنگیسر. جمعیتی بالای 20-30هزار نفر هم داشت.در این محور، محور طای و سرچین، محور آلودهای بود. این محور از کیلومتر 15یا 20جاده ی کامیاران ـ سنندج شروع می شد و به سمت غرب ادامه پیدا می کرد و در نهایت به محورهای سنندج برخورد می کرد. در آن محور کمین های زیادی زده می شد و به نیروهای ما زیاد ضربه می زدند و روستاهایی وجود داشت که ضدانقلاب از آنها برای پنهان شدن استفاده می کرد. 9مهرماه ،1359توسط نیروهای ضربت سنندج به فرماندهی حاج حسین خرازی، عملیاتی در این محورانجام شد. آنها تا نجف آباد بیشتر پیشروی نکردند.
سردار نصر عملیات را به این صورت شرح می کند: اینها رفته بودند توی محور نجف آباد که به طرف طا و سرچین بود که یک محور مهم وتعیین کنندهای بود. تا خود نجف آباد رفته بودند، اما آنجا متوقف شده بودند و نتوانسته بودندپیشروی کنند. البته الان توی ذهن من نیست که اینها مأموریتشان بیشتر بوده است یا همان آزادسازی و ضربه زدن به ضدانقلاب در روستای نجف آباد بود. ولی به هر حال آن چیزی که بود تا نجف آباد پیش نرفته بودیم ما و از آنجا پیشروی نکرده بودیم. نیروهای ما به عنوان تأمین و اسکورت جادهی نیر به کامیاران رفتند، موقع بازگشت از کامیاران به روستای نجف آباد رسیدند و با خودمان گفتند تا اینجا آمده اند به روستا بروند و یک اعلام موجودیت بکنند. با کالیبر 50و 30 وارد روستا شدند و شروع به تیراندازی کردند که متوجه شدند از بالای سرمان دارند به افراد ما تیراندازی میکنند. نیروها سریع حرکت کردند که به سنندج برگردند، با بیسیم تماس گرفتند، تماس برقرار نشد با کامیاران تماس گرفتند با آنجا هم ارتباط برقرار نشد. در هیمن حین که به عقب برمی گشتند متوجه شدند که در طرف راست جاده بعد از رودخانه عدهای دارند تیراندازی می کنند، ولی نه به نیروهای ما، بلکه به آن افرادی که از بالای ارتفاع تیراندازی می کردند. نیروها گمان کردند که تأمین ارتش است که به کمک آنها آمده است. از فرصت استفاده کردند و به عقب برگشتند. بعداً متوجه شدند که در آن روستا کومله و دمکرات با هم درگیر شده بودند و به جان هم افتاده بودند و با نیروهای ما کاری نداشتند.زارعان میگوید: آن زمان لطف خداوند شامل حال ما شد و ما از آن معرکه جان سالم به در بردیم
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0