تاریخ انتشار : چهارشنبه 10 دی 1404 - 7:50 - چهارشنبه 31 دسامبر 2025 - 7:50
28 بازدید
کد خبر : 25877

شهید سرافراز حبیب الله جانثاری لادانی

شهید سرافراز حبیب الله جانثاری لادانی

در يك روز بهاري آخرين فرزند خانواده پا به عرصه وجود نهاد. نامش را حبيب نهادند. خانواده اي مذهبي و زحمتكش بودند. پدرش كشاورز بود. حبيب بزرگ تر شد و به مدرسه رفت و همزمان كار مي كرد. چند سالي درس خواند، اما روزگار در سن 13 سالگي پدر و مادرش را از او گرفت

شهید سرافراز حبیب الله جانثاری لادانی

شهید سرافراز حبیب الله جانثاری لادانی
نام : حبیب الله
نام خانوادگی: جانثاری لادانی
نام پدر: حسین
تاریخ تولد: 1343/04/08
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: متاهل
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: اصابت گلوله در کمین ضدانقلاب
تاریخ شهادت: 1362/05/29
شهرشهادت: کامیاران
محل شهادت: کامیاران
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: سپاه پاسداران
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان

در يك روز بهاري آخرين فرزند خانواده پا به عرصه وجود نهاد. نامش را حبيب نهادند. خانواده اي مذهبي و زحمتكش بودند. پدرش كشاورز بود. حبيب بزرگ تر شد و به مدرسه رفت و همزمان كار مي كرد. چند سالي درس خواند، اما روزگار در سن 13 سالگي پدر و مادرش را از او گرفت و او ديگر پس از آن نتوانست ادامه تحصیل دهد. مشغول كار شد. تلخي هاي زندگي از او شخصيتي مظلوم، مستقل و فعال و در عين حال مهربان و دلسوز ساخته بود. با شروع انقلاب فعالانه در تظاهرات شركت مي نمود و عليه رژيم مبارزه مي كرد و همواره در جلسات مذهبي و مساجد شركت مي نمود پس از پيروزي انقلاب با گذراندن دوره هاي آموزشي به كردستان براي سركوب ضد انقلاب داخلي و سپس به جنوب اعزام شد. پس از بازگشت از جبهه به عضويت سپاه نائين درآمد. در آنجا همچون سربازي گمنام به مبارزه با سوداگران مرگ پرداخت. سرانجام در سال 62 هنگامي كه از طرف سپاه نائين به ماموريت غرب اعزام شده بود. در كمين ضد انقلاب قرار گرفت و پس از رشادت هاي فراوان به شهادت رسيد.

فعاليت ها و علايق شهيد
شركت در تظاهرات، پخش اعلاميه و عكس امام و …. در دوران قبل از انقلاب ارادت خاص او به امام حسين (ع) و مداومت بر خواندن زيارت عاشورا، شركت در مجالس عزاداري و خدمت در برپايي مراسم ها، اهل مطالعه بود، كتاب هاي شهيد مطهري و دستغيب را مطالعه مي نمود و خواندن آنها را به ما توصيه مي كرد. بسيار اهل قناعت و صرفه جو بود.

سفارش او به پايبندي به نظام و ادامه دادن راه شهدا و خدمت فراوان به انقلاب توصيه و تشويق او به کتاب های عقیدتی شهید مطهری و دستغیب فراوان بود. به صله ارحام نیز توجه خاص داشت.

خاطره از همسر شهيد:
موقع نماز مغرب بود، نماز مي خواند، نور عجيبي در صورتش بود آنقدر جذب خدا بود كه هيچ چيزي متوجه نمي شد. او را به مادرم نشان دادم و گفتم مادر ببين چقدر حبيب نوراني شده، مادر اين نماز آخرست كه حبيب مي خواند، وقتي مي خواست برود گفت: فكر نكنم كه اين بار كه مي روم، بر گردم مرا حلال كنيد.
تولد امام زمان بود. براي مراسم جشن رفته بوديم يك ضريح از امام حسين (ع) درست كرده بودند تا چشمش به ضريح افتاد اشكي در چشمانش حلقه زد و سلامي خدمت آقا داد و گفت مي شود ما هم به كربلا برويم؟ او علاقه عجيبي به امام حسين (ع) داشت و آرزوي او زيارت كربلاي امام حسين (ع) بود.
روزي كه امام به ايران آمد با يكي از دوستانش يك تلويزيون جور كردند و آنرا روي يك چهارپايه در حياط گذاشتند. امام را كه نشان مي داد مي ديدم از شدت خوشحالي نمي دانست چه بكند. او امام را بسيار دوست داشت و مرتب ما را سفارش مي كرد به امام دعا كنيد و حرفش را گوش كنيد.
خاطره از همرزم شهيد:
خيلي فعال بود. در كارهاي گروهي پيش قدم بود. در كمك به رزمنده ها، شستن لباس هاي رزمنده ها، واكس زدن كفش، از هيچ خدمتي دريغ نمي كرد. با اين كه ارشد ما بود هيچگاه به ما دستور نمي داد كه فلان كار را بكنيد. هميشه با عملش به ما درس مي داد.

حبيب يعني دوست، قصه دوستي داني چرا دراز است؟ چون دوست بي نياز است. پس دوست بنده پروري را خوب داند.

تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن
كه دوست خود روش بنده پروري داند

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.