شهید سرافراز مجید نصرآزادانی

شهید سرافراز مجید نصرآزادانی
نام : مجید
نام خانوادگی: نصرآزادانی
نام پدر: علی
تاریخ تولد: 1342/02/01
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: متاهل
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: شهادت بر اثر شکنجه، در جریان آزادسازی و پاکسازی روستای آویهنگ به گروگان ضدانقلاب درآمد و بعد از شکنجه فراوان از کوه به پایین پرتاب شد
تاریخ شهادت: 1362/01/07
شهرشهادت: سنندج
محل شهادت: آویهنگ
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: سپاه پاسداران
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
مجيد نصر آزاداني در يکم ارديبهشت ماه 1342 در يک خانواده مذهبي در اصفهان ديده به جهان گشود . مجيد تحصيلات ابتدايي خود را در دبستان گذراند و به مدرسه راهنمايي راه يافت .او دوم راهنمايي را هم به پايان رسانيد ، اما پس از آن به دلايلي ترک تحصيل نمود و به ياري پدر در امر کشاورزي شتافت و مدتي را هم حلبي سازي کار کرد .
او بسيار خوش برخورد و با نظم بود و علاقمند به ورزشهاي رزمي و در ورزشگاه تختي در رشته تکواندو فعاليت ميکرد .
با برپا شدن انقلاب و مبارزه با طاغوت زمان در بهمن ماه 1357 مجيد با درک حقايق اسلامي و حقانيت انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) فعاليتهاي خود را شروع و در مجالس سخنرانيها و تظاهرات و خلاصه هر برنامه انقلابي حضور چشمگير داشت.
پس از پيروزي انقلاب و با دستور حضرت امام خميني (ره) مبني بر تشکيل بسيج مستضعفان او جزء اولين کساني بود که عضو بسيج شد و آموزش خود را شروع کرد ، سپس بعد از آن نگهباني و پاسداري از محلهها و ارگانهاي انقلابي را با بچههاي ديگر به عهده گرفت و در اين ارتباط فعالانه کوشيد .
بعد از اين دوران مجيد بنا به سنت حسنه پيامبر جامه عمل پوشاند و دختري با ايمان را به نامزدي خود در آورد اما با شروع جنگ تحميلي عليه ايران او بر حسب نيازي که احساس مينمود به جبههها رفت . چندي بعد در تاريخ 60/11/1 براي گذرانيدن آموزش نظامي در پادگان غدير اصفهان باز گشت و حدود يک ماه در آنجا آموزش ديد .
پس از طي اين دوره با جمعي از برادران داوطلبانه به کردستان اعزام شد و در آنجا در گروه حمزه که تازه در سنندج تشکيل شده بود مشغول به خدمت شد . او با لياقت و شايستگي که در مناطق جنگي داشت به عضويت سپاه پاسداران سنندج در آمد و از همان ابتدا شروع به فعاليت نمود . پس از چندي اين واحد به گردان جندالله تبديل شد بنابراين مجيد خدمات خود را گستردهتر کرد و به پاکسازي روستاها و دستگيري مزدوران و اشرار کومله پرداخت .
او در طول مدت حضور خالصانهاش سر دسته بود و مدتي بعد مسؤول يکي از گروهانهاي گردان شد تا شايد بتواند براي اسلام بيش از پيش خدمت کند .
و سرانجام مجيد در تاريخ 62/1/6 در منطقه آويهنگ سنندج در يک درگيري با ضدانقلاب پس از اتمام مهمات با سرنيزه با اشرار مبارزه ميکند و پس از مدتي به اسارت آنها در ميآيد و اين از خدا بيخبران با شکنجه بسيار او را به شهادت ميرسانند .
« مرگ با عزت »
برادران فراموش نکنيد انسان در مقابل مرگ تسليم و هيچ کاري از او ساخته نيست . پس چرا قبل از آنکه مرگ به سراغ ما بيايد خود ما مرگ با عزت را نپذيريم تا بهترين نامها که نام شهادت است بر ما بماند و در نزد خدا سر بلند باشيم. . . . ! ؟
برادران ، فراموش نکنيد دنيا به آخر ميرسد ، سعي کنيد به دنيا دل نبنديد و خود را مهياي سفر آخرت کنيد .
دعا براي سلامتي و ظهور امام زمان (عج) را فراموش نکنيد .
فرازي از وصيتنامه شهيد مجيد نصر آزاداني .
دوازدهم فروردين ميآيم :
بعد از خواستگاري وقتي شرايط مجيد را خانواده عروس پذيرفتند عقد مختصري بر پا شد بعد مجيد به جبهه رفت و پس از مدتي به مرخصي آمد و مقداري طلا و لباس خريد و به من داد و گفت : وقتي به جبهه ميروم اينها را به عنوان عيدي براي عروس ببريد .
چهل و پنج روز به عيد مانده بود که مجيد به جبهه رفت و گفت ان شاء الله دوازدهم فروردين به خانه ميآيم . عيدي را قبل از عيد براي همسرش برديم و گفتيم دوازدهم فروردين مجيد ميآيد و البته مجيد به قولش وفا کرد .
اما دوازده فروردين پيکر غراقه به خونش آمد و به ملکوت اعلي پرواز کرد .
« خاطرهاي به نقل از مادر شهيد »
مجروحيت
در جبهه تيري به پاي مجيد خورده بود ، پس از مدتي براي استراحت به منزل آمد ، حدود دوازده روز استراحت کرد . من به مجيد گفتم چرا شلوارت را در نميآوري و با شلوار راحت استراحت نميکني .
او براي اينکه کسي متوجه مجروحت پايش نشود ميگفت : چون در جبهه با شلوار در سنگرها استراحت ميکنيم ميخواهم اينجا هم همان گونه باشم تا ترک عادت نشود و با اين برخورد نگذاشت کسي متوجه مجروحيت پايش شود .
« به نقل از مادر شهيد »
بخشش :
روزي مجيد براي کاري از خانه خارج شد و پس از 20 دقيقه برگشت و در حالي که کاپشن خود را محکم گرفته بود متوجه شدم که زير کاپشن چيزي نپوشيده گفتم مجيد پيراهنت چه شده ؟ گفت : چيزي نشده مادر هر چه اصرار کردم چيزي نگفت بعد فهميدم پيراهنش را به کسي بخشيده و به خانه آمده تا پيراهن ديگري بپوشد .
مادر شهيد
فرازهایی از وصیتنامه شهید
برادران فراموش نکنید دنیا به آخر میرسد. سعی کنید به دنیا دل نبندید و خود را مهیای سفر آخرت کنید. فراموش نکنید امام زمان شما حضرت مهدی(عج) است. لحظهای از دعا برای سلامتی و ظهور ایشان غفلت نکنید. برادران فراموش نکنید انسان در مقابل مرگ تسلیم است و هیچ کاری از ما ساخته نیست، پس چرا قبل از اینکه مرگ به سراغ ما بیاید خود ما مرگ باعزت را نپذیریم و بهترین نامها که نام شهادت است بر ما بماند و در نزد خدا سربلند باشیم، اگر خداوند قبول کند. پدر و مادر عزیزم! از اینکه من رفتهام ناراحت نباشید بلکه خوشحال باشید که فرزندتان در این راه قدم نهاده و من هم شکر خدا را بهجای میآورم که از خواب غفلتی که فرو رفته بودم بیدار گشتم و در این راه قدم نهادم.
مصطفی رضایی ادریانی🌷مصطفی خلیلیان گورتانی🌷 محمد ابراهیم احمدی میرآبادی🌷محمد شریفی🌷سیدتقی حسینی🌷رحمت الله رضایی شرودانی🌷حسین گوشی دهقی🌷جواد کاظمیان🌷اسدالله آقارضایی🌷 مجید نصر آزادانی 🌷از شهدای عملیات آزادسازی و پاکسازی روستای آویهنگ سنندج هستند. شهید مجید نصر آزادانی در جریان عملیات آویهنگ به اسارت ضدانقلاب درآمد. ضدانقلاب چشمهایش را درآورده بود. گوشهایش را بریده بود. دستش را قطع کرده و بعد پیکر بیجان او را از ارتفاع به پایین پرت کرده بودند😭
در دست نوشتههای بجا مانده از شهید حاج محسن زهتاب در خصوص کشف اجساد این شهدا آمده است:
۱۳۶۲٫۱٫۸ ساعت 11 صبح بود که به یکی از مناطق کردستان رسیدیم که اسمش وترهزمین بود، اگر اشتباه اسمش را نگفته باشم. نرسیده به وترهزمین جنازه 4 نفر از بچه از جمله برادر شهید مجید نصر [که] سر گروه بود را پیدا کردیم. به وضع فجیعی شهید شده بودند. پوست سر یکی از آن ها را نیز کنده بودند و آنها را نیز از کوه پرت کرده بودند پایین. جنازه برادر …. را توسط مردم از ارتفاع بالا سر وترهزمین پایین آوردیم. جنازه برادر دهقان را هم از ارتفاع پایین آوردیم. برادر شهیدمان را با زجر شهید کرده بودند و او را از قله پایین انداخته بودند. البته اینها همه شجاعانه شهید شده بودند و بسیار خوب جنگیده بودند و به جلو رفته بودند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0