شهید سرافراز قدیرعلی سلطانی آفارانی

شهید سرافراز قدیرعلی سلطانی آفارانی
نام : قدیرعلی
نام خانوادگی: سلطانی آفارانی
نام پدر: محمدعلی
تاریخ تولد: 1338/01/03
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: مجرد
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: اصابت گلوله به شکم در جریان آزادسازی شهر سنندج و خارج کردن باشگاه افسران از محاصره پیکر او و همرزمانش توسط ضدانقلاب در یک گور دسته جمعی دفن شده و بعد ازآزادسازی شهر تفحص شد.
تاریخ شهادت: 1359/02/09
شهرشهادت: سنندج
محل شهادت: شهر سنندج
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: سپاه پاسداران
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
زندگینامه شهید سرافراز قدیرعلی (مصطفی ) سلطانی
شهید قدیرعلی مصطفی سلطانی به سال یک هزار و سیصد و هشت در محله آفاران اصفهان و در میان یک خانواده مومن و مذهبی و زحمت کش دیده به جهان گشود پدرش با شغل کارگری زندگی را اداره می نمود مصطفی هنوز بیشتر از هشت بهار از عمرش نگذشته بود که پدر مهربانش را از دست داد وی که در این دوران تحصیلات ابتدایی را سپری می نمود با فقر و محرومیت به خوبی آشنا شد ولی در عوض با عزم و اراده ای آهنین در برابر مشکلات مقاومت می کرد و با حمایت های برادر بزرگش و سرپرستی مادرش توانست دوران دبیرستان را مدتی به صورت روزانه و مدتی شبانه در رشته طبیعی طی نماید. مصطفی به ورزش علاقه زیادی داشت از این رو بسیار زرنگ و چالاک و دارای روحی سالم و پاک بود وی در جلسات تعلیم قرآن شرکت می نمود و با قرآن و احادیث آشنایی داشت از این رو به واسطه مشاهده شکاف طبقاتی عمیق بین افراد جامعه به مطالعات سیاسی و مذهبی روی آورد و ریشه همه بی عدالتی ها و فساده ای اجتماعی را در طبقه حاکمه و رژیم خودفروخته آمریکایی دریافت و به این صورت مبارزات خود را همگام با بیداری سایر طبقات محروم جامعه آغاز نمود و این روند ضمن افزایش آگاهی های سیاسی و مذهبی از طریق شرکت در محافل و مجالس نیروهای انقلاب و خودسازی فردی و جسمی با کوهنوردی و انجام ورزش های رزمی ادامه داشت تا پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی رحمت الله علیه نقش مصطفی در این پیروزی به واسطه هوشیاری و زیرکی که داشت در تحویل و نگهداری و توزیع اعلامیه های حضرت امام و ساخت و توزیع مواد منفجره و آتش زا در منطقه خود زبانزد بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به کمیته دفاع شهری وارد شد و برای دستگیری ضد انقلابیون و ساواکی ها هفته ها از خانه دور بود با تشکیل سپاه پاسداران به عضویت آن درآمد و در اولین دوره آموزشی پادگان پانزده خرداد شرکت جست و پس از موفقیت از مراحل آموزشی در سال یک هزار و سیصد و پنجاه و هشت به کردستان اعزام شد و مدتی را در مهاباد به خدمت مشغول بود پس از آن به دلیل آمادگی های جسمی و روحی برای آموزش مربیگری به تهران اعزام شد و پس از آن به عنوان مربی در رشته های تاکتیک جنگ افزار و دفاع شخصی در واحد آموزش سپاه اصفهان به آموزش برادران همرزمش مشغول شد مدتی به عنوان فرمانده عملیات سپاه آباده شیراز منصوب شد ولی به دلیل تحرک و جنب و جوشی که داشت از یک جا ماندن بیزار بود از این رو در ماموریت های مختلف به شهرستان ها از جمله گلپایگان درود بیرجند جیرفت بلوچستان اعزام می شد و در این ماموریت ها تجربه های جدیدی به دست می آورد لکن این فعالیت ها روح تشنه به خدمت او را سیراب نمی کرد از این رو با ایجاد ارتباط با مبارزین افغان ها را در اصفهان آموزش می داد تا اینکه در ابتدای سال یک هزار و سیصد و پنجاه و نه شرارت های گروهک های ضد انقلاب در کردستان به اوج خود رسید و با زمزمه های تجزیه طلبی و خودمختاری خود را بر سرنوشت مردم محروم آن سامان تحمیل نمودند از این رو ایشان به فرمان حضرت امام با عده ای از همرزمان خود برای دفاع از مردم مظلوم کردستان و آزادی شهرها از دست گروهک ها در حالی که فرماندهی یک گروه بیست و پنج نفره را عهده دار بود به سنندج اعزام شد و ضمن خلق حماسه های جاودان و رشادت های ماندگار به دلیل قرار گرفتن در تنگنای پشتیبانی و مهمات ایشان و عده ای از یارانش به شهادت رسیده و عده ای مجروح گردیدند که متاسفانه پیکر این عزیزان همگی توسط ضد انقلابیون در گوری جمعی مدفون گردید و پس از پانزده روز با آزادی کامل شهر توسط رزمندگان محل مورد شناسایی واقع شد و پیکر ایشان و دیگر همرزمانش به اصفهان منتقل و طی مشایعت بی نظیر در گلستان شهدای اصفهان آرام یافت.
روحش شاد و یادش گرامی
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0