تاریخ انتشار : پنجشنبه 11 دی 1404 - 8:52 - پنجشنبه 1 ژانویه 2026 - 8:52
23 بازدید
کد خبر : 26411

شهید سرافراز علی دهقانی پوده

شهید سرافراز علی دهقانی پوده
شهید سرافراز علی دهقانی

شهید سرافراز علی دهقانی
نام : علی
نام خانوادگی: دهقانی
نام پدر: حسنعلی
تاریخ تولد: 1342/06/15
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: مجرد
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: اصابت گلوله در درگیری با ضدانقلاب
تاریخ شهادت: 1362/04/10
شهرشهادت: دیواندره
محل شهادت: قره دره
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: سپاه پاسداران
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
گزیده‌ای از زندگینامه
پاسدار شهید علی دهقانی پوده

علی پانزدهم شهریورماه سال 1342 در محله مسجد لنبان، یکی از محله‌های قدیمی و اصیل اصفهان با فرهنگ پهلوانی و مذهبی، در خانه کوچک، اما باصفا و سرشار از محبت آقا حسنعلی و ماه صنم خانم به دنیا آمد. او که ششمین فرزند خانواده بود، از همان ابتدا از همسالان خود متمایز بود؛ بسیار مؤدب، موقر و باهوش بود. علی نه در پی بازی‌های کودکانه که در جستجوی حقیقت زندگی بود. به همین سبب، اوقات فراغتش را در پی فعالیت‌های فرهنگی و قرآنی و یاری پدر در کار گازری (شستشوی سفره‌های قلمکاری) سپری می‌کرد.
در هفت سالگی، با ورود به دبستان ابتدایی صفا، دوران تحصیلی او رسماً آغاز شد. دوره راهنمایی را در مدرسه صارمیه پشت سر گذاشت و برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان صائب شد، درسش را در رشته ریاضی با نمرات عالی به اتمام رساند و دیپلم گرفت. ورود به دبیرستان صارمیه نقطه¬ عطفی در زندگی او بود؛ چرا که در آنجا با گروهی از بچه¬های هم‌عقیده و هم‌فکرش آشنا شد. در فعالیت‌های فرهنگی با آنها همگام گردید و از همان طریق با نهضت امام خمینی آشنا و فعالیت‌های سیاسیش را علیه رژیم پهلوی آغاز کرد. علی و دوستان نوجوانش، علاوه بر شركت درتظاهرات و توزیع اعلامیه‌های حضرت امام، با نوشتن شعارهای انقلابی روی دیوارها، اعتراض خودشان را نسبت به حکومت مستبد پهلوی نشان می‌دادند.
علی در میدان جهاد اصغر و مبارزه با ظلم و استبداد تیغ حق و در میانه جهاد اکبر،آیینه تمام نمای عرفان بود؛ نمازهایش بوی حضور داشت و نفس‌هایش معطر به عطر خدا بود. اکثر اوقات پیشنماز می‌شد و خواهرانش به او اقتدا می‌کردند؛ چنان زیبا و عارفانه نماز می‌خواند که همه به حال او غبطه می‌خوردند. از غیبت کردن بیزار بود. خانواده‌اش گاهی در دورهمی‌ها حرف دیگران را پیش می‌کشیدند و او برای تذکر، صدای آنها را ضبط و بعد برایشان پخش کرد، علی با این کار به آنها آموخت که دنیا، محل امتحانی است که دوربین‌های غیبی خداوند، هر کلام، هر نگاه و هر گام انسان در درگاه الهی را ضبط و ثبت می‌کنند و این عمق بصیرت و سبک تربیتی خاص او را نشان می‌داد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و مسئولیت پرسنلی سپاه در خیابان توحید را به عهده گرفت. شاید از جبهه و میدان نبرد دور بود، اما همواره خودش را کنار رزمندگان احساس می‌کرد و با آنها در عمل همراه بود؛ از خوردن غذاهای لذیذ پرهیز می‌کرد و روی تشک گرم و نرم نمی‌خوابید تا شاید اندکی مشکلات و سختی‌های آنها را لمس کند و هم‌درد و هم‌مسیرِ مجاهدان شود.
23 تیرماه سال 1361، برادرش اکبر در جبهه شلمچه به شهادت رسید و مادر که طاقت این داغ و غم سنگین فراق فرزند رشیدش را نداشت، چندی بعد از آن، از دنیا رفت. شهادت برادرش اکبر زخمی بر دل خانواده و عطشی سوزان در جان علی برای حضور در جبهه افکند. این عطش وصف‌ناپذیرش، او را اواخر فروردین‌ماه سال 1362 راهی میدان نبرد در غرب کشور کرد. در آخرین وداع، برگه‌ای را به رسم امانت به خانم برادرش سپرد و گفت اگر لیاقت شهادت داشتم، آن را باز کنید و بخوانید و سرانجام یک سال بعد از عروج خونین اکبر، شهادت، علی را نیز به آغوش بیکران حق سپرد. دهم تیرماه سال 1362 در پی درگيري كه در جعفرآباد بيجار به وجود آمده بود، علی و همرزمانش در روستاي قره‌دره با ضدانقلاب درگیر شدند. در اين درگيري حماسی كه از ساعت 5 صبح تا 18 بعدازظهر ادامه داشت، علاوه بر ضربات سنگینی که به دشمن وارد شد، 5 نفر از نیروها که علی هم در میان آنها بود، به شهادت رسیدند.
چند ماه بعد از شهادت علی، در آخرین روزهای زمستان سال1362، محمود پسر بزرگ خانواده نیز در جزیزه مجنون، به میهمانی خدا شتافت، تا در 30 سالگی نامش به عنوان سومین ستاره درخشان خانواده دهقانی در آسمان شهادت ثبت شود.
پیکر مطهر این سه ستاره درخشان خانواده دهقانی پوده که چون پرتوئی درخشان بر سپهرِ مجاهدت می‌تابند؛ برای همیشه در آغوش سرد خاک در گلستان شهدای اصفهان به ودیعه نهاده شد.
روح پرفتوح شان شاد و راه نورانی‌شان پررهرو باد.

فرازهایی از وصیتنامه
پاسدار شهید علی دهقانی پوده

با درود بر یگانه منجی عالم بشریت، حضرت مهدی(عج‌الله تعالی‌فرجه‌الشریف) و نائب بزرگوارش رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، این قلب تپنده امت مستضعف و امت‌های مستضعف و امید محرومان جهان و با سلام بر ارواح طیبه شهدای عزیز از هابیل تا شهدای صدر اسلام و از شهدای صدر اسلام تا شهدای کربلا و از شهدای کربلا تا شهدای انقلاب اسلامی ایران و به خصوص شهدای جنگ تحمیلی و با سلام بر جانبازان انقلاب و با سلام بر خانواده‌های شهدای پاکباخته راه اسلام و با سلام بر یاران امام امت و خدمتگزاران به اسلام، این یگانه دین پاینده و با سلام بر تمامی ادامه دهندگان راه شهدا چند جمله‌ای در این نامه به عرض می‌رسانم.
ضمن عرض سلام خدمت پدر بزرگوار و عزیزم و طلب مغفرت برای مادر مهربان و عزیزم که همواره در رشد و تربیت فرزندان خویش تلاش و کوشش‌های مستمر(پی‌در‌پی) و شبانه روزی انجام می‌داد و در این راه دریغ ننمود. خداوند انشاء‌الله وی را مورد شفاعت برادر عزیزم که با خون خود حیاتی جدید به خانواده و روحی دیگر به مردم محله و رنگی دگر به شهر قهرمان‌پرور و ساز و نوائی سوزناک و دلنشین به گلستان‌های شهدای کشورمان داد، قرار دهد…
و اقلاً هفته‌ای یک بار درگلستان شهدای اصفهان (از بهشت‌های ایران) حضور پیدا کنید و سلام مرا به اکبر[برادر شهیدش] برسانید و برای شادی روح پر فتوحش حمد و سوره‌ای بخوانید و اگر گریه می‌کنید برای این باشد که بگوئید، خدایا! گناه زیاد کرده‌ام، از لطف و کرمت ما را ببخش و نیز به راه راست هدایتمان کن. امیدوارم خداوند ما را به راه راست هدایت فرماید و پس از هدایت قلوب‌مان را لکه‌‌دار نگرداند و ما را مورد شفاعت وی قرار دهد، روحش شاد باد.

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.