شهید سرافراز علیرضا جوانی جونی
فرازهایی از وصیتنامه سردار شهید محمد جعفری هم اکنون که دعوت خدا را لبیک گفته ام، در سیاهی شب و در زیر رگبار مسلسل های دشمن وصیت نامه ی خود را می نویسم. کسی که در راه خدا کوشش می کند و جهاد می کند عاشق [است] و عشق زیادی به شهادت دارد و من

شهید سرافراز علیرضا جوانی جونی
نام : علیرضا
نام خانوادگی: جوانی جونی
نام پدر: یدالله
تاریخ تولد: 1341/02/12
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: مجرد
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: اصابت گلوله به قلب در جریان عملیات پاکسازی جاده
تاریخ شهادت: 1360/09/29
شهرشهادت: بانه – سردشت
محل شهادت: بانه – سردشت
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: سپاه پاسداران
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
فرازهایی از وصیتنامه
سردار شهید محمد جعفری
هم اکنون که دعوت خدا را لبیک گفته ام، در سیاهی شب و در زیر رگبار مسلسل های دشمن وصیت نامه ی خود را می نویسم.
کسی که در راه خدا کوشش می کند و جهاد می کند عاشق [است] و عشق زیادی به شهادت دارد و من هم اکنون فرمان رهبر را به جان خریدم و در جبهه های نبرد حق علیه باطل مشغول فعالیت هستم تا این مزدوران شیطان صفت بعثی را از سرزمین خون و شهادت بیرون رانیم.
و اگر من در این راه شهید شدم، تو ای مادر و تو ای برادر و عموهایم! هیچ ناراحت نباشید و خوشحال هم باشید که فرزندتان همچون علی اکبر در راه اسلام و احیا کردن آن، جان فدا کرد.
و تو ای مادر! اگر برایم گریه نکردی در آن دنیا دیگر [حضرت] زینب(س) و [حضرت] فاطمه زهرا(س) از تو گله ندارند.
از تمامی دوستان و رفقا می خواهم که بعد از من راه من را ادامه دهند و نگذارند که سنگر من خالی بماند و تفنگم روی زمین بیفتد و از فرامین رهبر عظیم الشأن پیروی کنید و نگذارید که این منافقین ضد خلق بخواهند آشوب کنند.
پروردگارا! از تو می خواهم که در لحظه های آخر عمر من را از تمام عشق ها به جز عشق به خودت و از تمام امیدها به جز امید به خودت ناامید کنی.
من به خاطر اسلام و به خاطر قرآن شهید شدم، نه به خاطر مادیات دنیا و ریاست. من به همه ی دوستان و آشنایان توصیه می کنم که راه شهیدان را ادامه دهند و نگذارند که این منافقین و مزدوران آمریکایی، این شیطان صفتان در این روستا توطئه کنند و نگذارید آنها در سنگرهای تان رخنه کنند.
وصیت نامه برادر شهید علیرضا جوانی
بسم الله الرحمن الرحیم
و لاتحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عندربهم یرزیون
بنام کسیکه زنده به اوئیم و برای اوییم و زندگی را در راه او می دانیم و انشاءالله روزی به سوی او می رویم . پدر و مادرم درود و سلام مرا بپذیرید ، هم اکنون که این وصیتنامه من به شما می رسد امیدوارم که حال شما خوب باشد . پدر عزیزم امیدوارم که در لحظه ای که خبر شهادت من به گوش شما می رسد عکس العمل شما مانند یک پدر شهید باشد . پدرم من همیشه از خدا خواسته ام که هرگاه که واقعاً مخلص او شدم مرا به سوی خودش فرا خواند ، پدرم من از شما متشکرم ، شما واقعاً مرا خوب تربیت کردی و واقعاً تحویل راه امام حسین (ع) دادی ، پدر عزیزم ما که همیشه امیدمان کشتن کفار است و آرزویمان شهادت ، امیدوارم که بعد از شهادت برایم گریه ای نکنی و دنباله رو راهم باشید و انشاءالله برادران و خواهرانم را آنگونه تربیت کنی که دنباله رو راهم که همان راه امام حسین (ع) است باشند . من از تو تشکر می کنم که زحمات بسیاری برای من کشیدید ولی متأسفانه نتوانستم جبران کنم که انشالله مرا می بخشید ، پدرم دعا کن که خداوند این شهید را از شما بپذیرد.
مادر مهربانم سلام ، ای مادری که چه زحماتی برای من کشیدی و مرا بزرگ کردی و تحویل اسلام دادی امیدوارم که مرا ببخشی ، مادرم شما فرزندی داشتی که الان در راه الله به شهادت رسیده است .
مادرم از شما می خواهم که برایم گریه نکنی ، مادرم این را بدان که گریه های شما دشمنان اسلام را شاد می کند .
مادرم ، ما که شهادت آرزویمان است دیگر گریه برایمان مفهومی ندارد . مادرم همان طور که خودت می دانی همه ی ما در معرض امتحان قرار گرفته ایم مطمئن باش که قبل از شهادت من هم امتحان شده ام که انشا الله قبول شده باشم . و این را بدان که شهادت من امتحان شماست، وقتی که خبر شهادت مرا شنیدی به خداوند بگو که امانت را پس دادم ، من امانتی بودم در نزد شما و الان به سوی صاحب اصلی خود رفتم.
مادرم برایم دعا کن که سخت محتاجیم به دعا برادران و خواهرانم را خوب تربیت کن و تحویل صاحب اصلی خود بده .
برادران و خواهرانم امیدوارم که بعد از شهادت من آگاهانه دنباله رو راهم باشید و اماممان را خوب بشناسید و در راه او که راه الله است قدم بردارید . برادرانم سعی کنید که به دنیا دل نبنیدید و همیشه به یاد خدا باشید .
برادران و خواهرانم امیدوارم که تا آخر عمر خود بر علیه استکبار جهانی بشورید و تا پایان عمر خود بر علیه ظالمان مبارزه کنید و هیچگاه امام و روحانیت را فراموش نکنید و همیشه آنان را سرمشق خود قرار دهید . و از روحانیت پیروی کنید .
پدرم من مقداری پول نزد شما دارم از شما می خواهم که با مقداری از آن یک پسر و دختری که می خواهند ازدواج کنند و فقیر هستند ، با آن پول به ازدواج هم در آوری و بقیه آن را هم نصفش را به جنگ زدگان اهدا کن و بقیه اش را هم به شما می بخشم من در مسافرت 15 روزه نتوانستم بگیرم که آن را برایم ادا کنید .
والسلام
انالله و انا الیه راجعون
جوانی
15/8/60
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0