تاریخ انتشار : چهارشنبه 10 دی 1404 - 11:34 - چهارشنبه 31 دسامبر 2025 - 11:34
29 بازدید
کد خبر : 26217

شهید سرافراز سیدمهدی حسام زاده

شهید سرافراز سیدمهدی حسام زاده
شهید سرافراز سیدمهدی حسام زاده

شهید سرافراز سیدمهدی حسام زاده
نام : سیدمهدی
نام خانوادگی: حسام زاده
نام پدر: سیدعباس
تاریخ تولد: 1339/11/15
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: مجرد
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: اصابت گلوله در کمین ضدانقلاب به ستون
تاریخ شهادت: 1359/05/09
شهرشهادت: محور سنندج – مریوان
محل شهادت: گردنه گاران
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: سپاه پاسداران
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
شهيد سيد مهدي حسام زاده ، مسؤل يگان اسكورت سپاه كردستان
سيد مهدي فرزند عباس در سال 1339 در اصفهان زاده شد . بعد از طي دوران دبستان به علت عدم وجود نظام آموزشي صحيح در دبيرستان‌ها ترك تحصيل كرد و به شغل آزاد روي آورد .
او از همان دوران به فكر مبارزه و جهاد بر عليه رژيم ستم شاهي بود و اغلب به مساجد مي‌رفت و با بچه‌هاي هم سن و سال خود جلسه تشكيل مي‌داد .
او روزها كار مي‌كرد و شب‌ها را به مطالعه و شركت در جلسات متعدد مذهبي مي‌گذراند زيرا مي‌دانست كه حضور در اينگونه اماكن و ارتباط با افراد انقلابي زمينه ساز پيروزي و شكست دشمن مي‌باشد .
با شهادت حاج آقا مصطفي خميني همان طور كه در مبارزات مردمي شكل تازه‌اي مي‌گرفت ابعاد فكري او هم دگرگون مي شد و بر فعالت‌هايش مي‌افزود ، او اعلاميه‌هاي امام را توزيع مي‌كرد و شب تا دير وقت بيدار مي‌ماند از آن طرف صبح زود ار خانه خارج مي‌شد و مواد منفجره درست مي‌كرد . با اوج گيري انقلاب تلاش او و همفكرانش هم چند برابر شد و با دستگيري آقاي طاهري و در جريان تحصن منزل آيت الله خادمي كه به علت اعتراض عليه رژيم صورت گرفته بود ، به طور فعال شركت داشت و چندين بار مورد هجوم جلادان حكومت پهلوي قرار گرفت . ولي به خواست خدا جان سالم به در برد . پس از آن با اعلام حكومت نظامي در اصفهان درگيري‌ها رو به فزوني گرفت و او بود كه هر شب با مأموران درگير مي‌شد به طوري كه حرکت در جريان يك تعقيب و گريز به اتفاق چندتن از دوستان با كشتن دو تن از مأموران آنها را خلع سلاح نمود و متواري شدند .
در روز 12 بهمن با ورود به ميهن او كه آرزوي ديدنش را داشت ، روانه تهران شد و در تظاهراتي كه روز بعد رو به روي دانشگاه به وجود آمد شركت كرد . در همين روز يكي از دوستانش به وسيله‌اي مأموران رژم پهلوي شهيد شد . مدتي بعد به كميته انقلاب اسلامي رفت و شبانه روز به پاسداري از انقلاب و آرمان‌هايش پرداخت . با تشكيل سپاه در تاريخ 57/11/23 در آن ارگان ثبت نام كرد و در راهي قدم گذاشت كه توان رفتنش را در خود يافت .
او مي‌گفت : اگر الان كاري نكنيم انقلاب شكست مي‌خورد و به همين جهت هميشه در حال مأمويت بود طي آن مدت 4 مرتبه به مأموريت رفت و در آخرين مأموريتش به سنندج – مريوان اعزام و سمت اسكورت نيروهاي ويژه سپاه را متقبل شد . تا اينكه سرانجام در تاريخ 59/5/9 تاب ماندن نياورد و به ملاء اعلي پيوست .
قبل از پيروزي انقلاب او در گيري‌هاي زيادي با مأموريت شركت داشت و حتي چند مرتبه دستگير شد ما براي اينكه مورد سوء ظن بيشتر قرار نگيريم چندين بار منزلمان را تغيير داديم . او هرگز از مبارزه خسته نمي‌شد و همواره سعي داشت ادامه آن را گسترش دهد . مهدي با شنيدن پيام‌هاي امام جان تازه‌اي مي‌گرفت . به همين جهت مو به مو امر امام (ره) را براي سرنگوني رژيم و بيرون راندن شاه از ايران اجرا مي‌كرد و الحق كه فعاليت او و امثال او بود كه شاه را با تمام قدرتشان به زانو در آوردند و مقدمات بازگشت امام (ره) را به ايران فراهم كردند.
خاطره‌اي به نقل از پدر شهد :
اميد نجات :
مهدي در آخرين مراحل زندگيش بيان مي‌دارد ، يك شب رفتيم جايي را از دست ضدانقلابيون مسلح آزاد سازيم ولي در بيابان گم شديم . چون برف آمده بود تا صبح توي برف‌ها مانديم آنگاه تيمم كرديم و نماز خوانديم .
هيچ اميدي به نجات نداشتيم ولي به خواست خدا راهي پيدا كرديم و خودمان را به پايگاه رسانديم بعداً متوجه شديم كه آن شب تا 20 متري دشمن جلو رفته بوديم و حتي آنها ما را نديده بودند .
« خاطره‌اي به نقل از شهيد حسام زاده »
فرازي از وصيت نامه شهيد :
پرواز به سوي خدا هدف و جايي است كه يك مؤمن در جستجوي آن است آيا جز شهادت چيز ديگري مي‌توان يافت كه به الله نزديكتر باشد ؟ آيا شيرين‌تر و لذت بخش‌تر از شهادت مي‌توان پيدا كرد ؟ سوگند به شهادت كه آرزوي من است هر چه مأموريت مي‌روم بيشتر به شهادت عشق مي‌ورزم . وقتي مي‌بينم همسنگرم شهيد مي‌شود غبطه مي‌خورم و مي‌گويم آن فرد لياقت داشت خبري كه من ندارم . سعي مي‌كنم كمتر گناه و بيشتر براي خدا كار كنم . شايد از آن طريق همنشيني با ابرار را ارزاني من نيز بكند .
اي دشمنان اسلام كه مي‌گوييد خدايي وجود ندارد و اصل هستي را انكار مي‌كنيد ! اي چريك‌هاي فدايي خلق ! به خدا من تا به حال در اين مأموريت‌هايي كه آمده‌ام در عمليات و در مبارزه چندين بار خدا را ديدم . نه اينكه بگويم با چشم بلكه خدا را با دل مشاهده كردم و پي به وجودش بردم .

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.