تاریخ انتشار : چهارشنبه 10 دی 1404 - 10:21 - چهارشنبه 31 دسامبر 2025 - 10:21
32 بازدید
کد خبر : 26095

شهید سرافراز سیداحمد حسینی بهارانچی

شهید سرافراز سیداحمد حسینی بهارانچی
شهید سرافراز سیداحمد حسینی بهارانچی

شهید سرافراز سیداحمد حسینی بهارانچی
نام : سیداحمد
نام خانوادگی: حسینی بهارانچی
نام پدر: سیدمرتضی
تاریخ تولد: 1340/01/01
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: مجرد
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: اصابت گلوله به گلو در کمین ضدانقلاب بعد از پاکسازی روستا
تاریخ شهادت: 1359/04/23
شهرشهادت: سنندج
محل شهادت: عباس آباد
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: سپاه پاسداران
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
گزیده ای از زندگی نامه ی
شهید سرافراز سید احمد حسینی
سید احمد در سال 1340 هجری شمسی در میان خانواده ای مومن و مذهبی در محله ی بهارانچی اصفهان چشم به جهان گشود . پدرش که کارگر ساده ای بود و زندگی متوسطی را برای خانواده مهیا کرده بود با تولد او شور و شعفی فراوان داشت و مادرش نیز که زن مومنه ای بود محبت اهل بیت را با شیره ی جانش به کام او می ریخت . نه ماهه بود که مادرش به سبب تشرف به سرزمین وحی عازم حجاز شد و نگهداری او در این مدت به عهده ی خواهرانش گذاشته شد . لکن در این مدت سید احمد به بیماری سختی مبتلا شد که پزشکان علاج آن را غیرممکن می دانستند ولی به اراده ی خداوند با بازگشت مادر از سفر معنوی حج و قرار گرفتن در آغوش پر مهر مادر و مکیدن شیر از او به طور معجزه آسایی شفا یافت .
تربیت پدر و مادر چنان در او تأثیر گذاشت که در کودکی نماز خواندن را فرا گرفت و در کنار آنان به نماز می ایستاد هفت ساله بود که وارد دبستان شد و به تحصیل پرداخت و هنوز دوران ابتدایی را به پایان نرسانده بود که فقدان و از دست دادن پدر ضربه ی روحی سنگینی به وی وارد نمود . دوران راهنمایی را در حالی پشت سر گذاشت که مجبور بود به منظور کمک به امرار معاش خانواده روزها کار کند و شب ها به تحصیل بپردازد .
پس از دریافت مدرک سیکل در یکی از روزها که از سر کار باز می گشت در اثر ناهمواری مسیر با دوچرخه به زمین خورده و باعث شکستگی زانوی پایش می شود ، لاجرم به مدت سه ماه در خانه می ماند و با تحمل درد و رنج با توسل به نماز و دعا به خودسازی روحی و معنوی می پردازد . با شروع جریانات انقلاب او نیز همراه با سایر اقشار امت اسلامی در جهت حضور در صحنه های مختلف و مجالس سخنرانی و تظاهرات از جمله تحصن در منزل آیت الله خادمی در مقابله با فاجعه رژیم در پنجم رمضان اصفهان حضوری فعال داشت در آذرماه 57 به تهران عزیمت نموده و در تحصن دانشگاه تهران حضور می یابد . به هنگام ورود حضرت امام خمینی (ره) خود را به بهشت زهرا رسانده و در سخنرانی تاریخی حضرت امام شرکت می نماید.
پس از پیروزی انقلاب تا قبل از اعزام به کردستان در سال 1359 در اکثر صحنه های انقلاب که نیاز به حضور داشت مجدانه حضور می یافت و در این مدت یکی از اعضای فعال بسیج محسوب می شد.
در فروردین ماه 1359 به همراه خیل عظیمی از رزمندگان و داوطلبان مردمی برای سرکوبی اشرار و ضدانقلابیون تجزیه طلب و آزادی شهرهای کردستان به سنندج اعزام و پس از پاکسازی شهر سنندج به عنوان یکی از محافظین مرکز صدا و سیمای کردستان در آن محل استقرار می یابد .
در اولین بازگشتش از کردستان تعداد زیادی از کتب دینی و اسلامی از حضرت امام ، علامه شهید مطهری و … با خود سوغات آورده بود و ضمن مطالعه آن به دیگران نیز سفارش به مطالعه آنها را می کرد .
وی معتقد بود که حال پس از یکصد و اندی سال رهبری حکومت به دست فردی فقیه و روحانی قرار گرفته باید خداوند را شکر نمود و قدر این نهضت را دانست.
سید احمد در هنگام بازگشت از مرخصی با یک یک اعضاء خانواده و فامیل خداحافظی نمود و طلب حلالیت کرد و به کردستان بازگشت .
در این مدت در همه ی درگیری ها و پاکسازی های اطراف و حومه ی شهر سنندج شرکت می کرد .
در شب اول ماه مبارک رمضان در بین همرزمان بحث در مورد شهید و شهادت به میان می آید و سید احمد که تشنه ی شهادت و آثار شهادت در چهره ی او نمایان بود در آن شب دوستان از وی طلب شفاعت می نمایند . سرانجام در روز 23/4/1359 برابر با اول ماه رمضان المبارک در هنگام پاکسازی روستای عباس آباد سنندج بر اثر اصابت گلوله دشمن به گلو شربت شیرین شهادت را نوشید و به آرزوی خود نائل گشت.
“یادش گرامی و راهش مستدام”

فرازهایی از وصیتنامه شهید
پدرهاومادرهاوبرادران وخواهران،همه بايدبداننداين راهى كه ما انتخاب كرده‌ايم،راه بهشت است.همه بايد دست‌ها رادردست هم بدهندوابرقدرتها را نابودكنندتا نتوانندبه اسلام ضربه زنندوهرچه زودتر بر سراين ابرقدرتها مسلط شويم.بدانيدكه اگر خدا با ما نبوداين ابرقدرتها ما را نابود مى‌كردندوريشه دين اسلام را برمى‌داشتند.پس ايمان خود را از دست ندهيدومنافقين وصداميان رانابودكنيد.اى امام زمان،مهدى جان ازخداوندبخواه كه اين انقلاب اسلامى ايران را به انقلاب مهدى متصل كندواين انقلاب را پايدار نگهدارد.اى امام زمان باز هم ازخداوندبخواه كه لياقت اين را به من بدهدكه در اين جنگ اسلام باكفرشهيدشوم پيام اين است به مردم كه تاآخرين نفس بر سر ايمانشان ايستادگى كنندوبا هرظلم وستيز مبارزه كنندبدرستيكه من لياقت شهيد شدن را ندارم واگرخدا بخواهدشهيد گردم به آرزوى خودم رسيده‌ام.پدر و مادر عزيزم دامادى پسرتان روزى است كه به آرزوى خودش رسيده باشد.شب دامادى من لباس مشكى نپوشيدوگريه نكنيد.

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.