شهید سرافراز بهمن ابرقویی نژاد
گزيدهاي از زندگينامه شهيد سرافراز بهمن ابرقويينژاد بهمن در يكي از روزهاي سرد زمستان سال 1343، و در گرماگرم روزهاي پس از قيام پانزده خرداد 1342، زماني كه امام خميني(ره) فرموده بودند: «سربازان من در گهوارهها آرميدهاند.» در اصفهان متولد شد. دوران كودكي بهمن همزمان بود با دهههاي 1340 و 1350، يعني دوران اوج خفقان

شهید سرافراز بهمن ابرقویی نژاد
نام : بهمن
نام خانوادگی: ابرقویی نژاد
نام پدر: جعفر
تاریخ تولد: 1343/11/21
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: مجرد
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پاها ابتدا مجروح شده و بعد در بیمارستان مهر تهران بر اثر شدت جراحات وارده به شهادت رسیده است
تاریخ شهادت: 1362/05/23
شهرشهادت: دیواندره
محل شهادت: بست و شاه قلعه
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: سپاه پاسداران
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
گزيدهاي از زندگينامه شهيد سرافراز بهمن ابرقويينژاد
بهمن در يكي از روزهاي سرد زمستان سال 1343، و در گرماگرم روزهاي پس از قيام پانزده خرداد 1342، زماني كه امام خميني(ره) فرموده بودند: «سربازان من در گهوارهها آرميدهاند.» در اصفهان متولد شد. دوران كودكي بهمن همزمان بود با دهههاي 1340 و 1350، يعني دوران اوج خفقان حكومت ستمشاهي، تا اين كه نفخههاي روحبخش الهي با اوج گرفتن قيام حضرت امام(ره) در سال 1357، وزيدن گرفت و بهمن كه حالا چهارده ساله بود، همراه ديگر برادرانش، كه منزل پدريشان يكي از كانونهاي انقلابي شهر اصفهان بود، در متن حركتهاي توفندهي مردمي قرار گرفت و با شركت در تظاهرات عليه رژيم سفاك پهلوي، در رسيدن انقلاب به قلهي پيروزي، در حد توان تلاش كرد.
بهمن عاشق اهل بيت(عليهمالسلام) بود و براي پدر و مادرش احترام خاصي قائل بود. خوش اخلاق و خوش برخورد بود. روحيهي فداكارياش و گذشتن از حق خود در راه رضاي خدا، زبانزد همگان بود. به بچهها و افراد سالخورده عشق ميورزيد و صادقانه به آنها خدمت ميكرد.
با به ثمر نشستن انقلاب اسلامي در ايران، دشمنان كه خانهي آمال خود را ويران و دست پليدشان را كوتاه ميديدند، دست به توطئه زدند تا شايد راهي دوباره براي چنگاندازي به اين خاك مقدس پيدا كنند؛ از يك سو جنگ و آشوب داخلي در مناطق مرزي و از سوي ديگر آغاز جنگي تحميلي از سوي صدام حسين جنايتكار كه طمع دستيابي به قدرت چشمهايش را كور كرده بود.
ارديبهشتماه سال 1360 در حالي كه هفت ماهي از آغاز جنگ ميگذشت، بهمن پانزده ساله، با شناسنامهي برادر بزرگترش از طريق جهادسازندگي به جبهههاي جنگ در جنوب كشور رفت، بعد از دو ماه به اصفهان بازگشت. اولين حضورش در جبهههاي نور، آثار عميقي بر وجود بهمن گذاشته و او را براي رفتن دوباره بيقرار كرده بود. اما او اين بار با جلب رضايت خانواده و پشت سر گذاشتن دورههاي آموزشي در پادگان غدير اصفهان، راهي كردستان شد. در جبهههاي شمالي رزمندگان اسلام، علاوه بر مقابله با متجاوزين بعثي، بايد با گروهكهاي مسلح ضدانقلاب كه با كارشكنيهايشان آب به آسياب دشمن ميريختند، هم مقابله ميكردند و همين كار را براي آنها دشوارتر ميساخت. از سوي ديگر تحمل شرايط خاص جغرافيايي اين منطقه؛ كوههاي سر به فلك كشيده، درههاي عميق، راههاي صعبالعبور و زمستانهاي سرد و طاقتفرسا مشكلات و سختيهاي حضور در اين جبهه را دو چندان ميكرد، اما اين همه در مقابل ارادهي پولادين و عزم راسخ بهمن و هم رزمانش چندان به چشم نميآمد.
سال 1361 بود كه بهمن به جرگهي پاسداران انقلاب اسلامي پيوست و در سپاه ديواندره با عنوان مسئول ترابري مشغول به خدمت شد. او در دهها عمليات پاكسازي ضدانقلاب در اين منطقه، شركت كرد. در يكي از اين عملياتها، از ناحيهي پا دچار جراحت شد و عليرغم اصرار فرماندهانش، حاضر به ترك محل خدمت و بازگشت به خانه نشد.
در اواخر تيرماه سال 1362، زماني كه عمليات بزرگ والفجر2 در منطقهي عمومی حاج عمران، در پيرانشهر اجرا ميشد، طرح پاكسازي ضدانقلاب در منطقه سارال كردستان نيز در دستور كار قرار گرفت. در همين راستا هفدهم مردادماه 1362، عملياتي از سوي فرماندهان براي پاكسازي ضدانقلاب از روستايهای بست و شاه قلعه ديواندره طرحريزي و اجرا شد. در اين عمليات دشوار درگيري بين طرفين بالا گرفته بود و تدارک رزمندگان به سختی انجام می شد ، بهمن خودش به منظور آب رسانی به منطقه درگیری با يك تانكر، اقدام می نماید و در این بین ، از ناحيهي پا مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت و مجروح شد كه به دليل تاريك شدن هوا و ناامني جادهها، امكان اعزام او به بيمارستان نبوده و فردای آن روز بهمن ابتدا به بيمارستان توحيد سنندج و از آنجا به بيمارستان طالقاني و سپس بيمارستان شهدا کرمانشاه و در آخر با ساير مجروحين به تهران منتقل شد و به خاطر مفقود شدن پروندهي درمانياش، به عنوان رزمندهي مجهول الهويه در بيمارستان ايرانمهر بستري شد، اما تقدير الهي چنين رقم خورده بود كه بهمن به آرزوي ديرينهاش که شهادت در راه خدا بود برسد و سرانجام در شب 23 مردادماه 1362، روح پاكش به ملكوت اعلي پيوست و در بهشت برين آرام یافت.
پيكر بهمن پس از جستجو و پيگيري بسياري از سوي خانوادهاش، در پزشكي قانوني شهر تهران شناسايي و به زادگاهش منتقل و در 17 شهريورماه 1362، پس از تشييعي باشكوه، در گلستان شهداي اصفهان به خاك سپرده شد.
روحش شاد و يادش گرامي باد
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0