تاریخ انتشار : یکشنبه 25 مرداد 1405 - 11:30 - یکشنبه 16 اوت 2026 - 11:30
0 بازدید
کد خبر : 35724

شهید سرافراز رضا آقاباباگلی

شهید سرافراز رضا آقاباباگلی
شهید سرافراز رضا آقاباباگلی

شهید سرافراز رضا آقاباباگلی
نام : رضا
نام خانوادگی: آقاباباگلی
نام پدر: محمد
تاریخ تولد: 1340
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل:
نحوه شهادت: دشمن بعثي
کیفیت شهادت: اصابت ترکشگلوله توپبهسر
تاریخ شهادت: 01/11/1365
شهرشهادت:
محل شهادت: شلمچه(کربلای5)
گزیده ای از زندگینامه سردار شهید رضا آقاباباگلی
رضا در بیست و سوم آبان ماه یک هزار و سیصد در شهر اصفهان قدم به پهنه هستی نهاد تحصیلات خود را پس از سپری کردن دوران ابتدایی و راهنمایی در رشته ماشین ابزار در هنرستان ادامه داد و در کنار آن به فراگیری علوم عربی به ویژه قرآن و جامعه القران در نزد پدربزرگش پرداخت تا علاوه بر کسب علم به تهذیب نفس و کسب فضائل اخلاقی نیز بپردازد. رضا با ورود به هنرستان نخستین درس های مقابله با رژیم ستمگر طاغوت را آموخت و با تمام توان به تبلیغ و افشاگری علیه این نظام جور پرداخت او که در جمع تحصن کنندگان منزل آیت الله خادمی حضور داشت به عنوان یک مهره انقلابی و شناخته شده به شدت مورد ضرب و شتم جلادان ساواک قرار گرفت با شکوفایی انقلاب اسلامی رضا برای حفظ دستاوردهای ارزشمند انقلاب به عضویت بسیج درآمد و بنا به ضرورت جامعه و امر رهبر عالی قدر انقلاب حضرت امام خمینی در عرصه های مختلف پیوسته و خستگی ناپذیر به فعالیت پرداخت گاه در عرصه جهاد و خدمت رسانی به کشاورزان و گاه در جبهه مقابله با شورش اخوان و رفع بحران در سمیرم و سیستان و بلوچستان. با شروع غائله کردستان در دومین روز از مهرماه یک هزار و سیصد و پنجاه و هشت به این دیار عزیمت کرد و به عنوان مسئول واحد بسیج در سپاه سنندج به مبارزه بی امان با گروهک های ضد انقلاب در منطقه پرداخت در نخستین روز از فروردین ماه یک هزار و سیصد و شصت فرماندهی گردان شهدا را عهده دار گردید و همزمان مسئولیت سه پاسگاه در سنندج را نیز پذیرفت به این ترتیب در کلیه عملیات های برون مرزی و برون مرزی حضور یافت و وجود پر فیض و مبارکش منشا خدمات بی شماری در این منطقه گردید رضا که شاهد کمبود آموزشی در میان نیروهای اعزامی به جبهه به ویژه در عملیات ها بود در یک دوره تخصصی آموزش در اهواز شرکت کرد و با کوله باری از تجربه و مهارت به قرارگاه کربلا در جنوب رفت و مسئولیت آموزش نظامی نیروها را به عهده گرفت او در عملیات های طریق القدس، بیت المقدس، فتح المبین، رمضان، محرم، والفجر پنج، کربلای یک، دو و سه و به ویژه عملیات پرافتخار کرکوک به عنوان مسئول محور عملیات شرکت کرد و دلاوری ها و رشادت های بی نظیری از خود نشان داد رضا طی اقدامی مبتکرانه تمام تجربه هایی که از این عملیات ها به دست آورده بود در جزواتی گردآوری و ثبت نمود و برای ما به یادگار مانده است در سی و یکم فروردین ماه یک هزار و سیصد و شصت و پنج جانشینی فرماندهی تیپ پنجاه پنج ویژه شهدا به او واگذار شد و تقدیر الهی این گونه رقم خورد که رضا بیشتر زنده بماند تا منشا خدمات بیشتری به اسلام و انقلاب باشد هرچند که بارها مجروح شد و هزاران بار به رخسار مرگ خندید سرانجام این فرمانده رشید سپاه اسلام که همواره تبسم بر لب داشت و به ذکر و نیایش با خدا مشغول بود پس از هشت سال دفاع مقدس در مناطق غرب و شمال غرب و جنوب کشور در نخستین روز از بهمن ماه یک هزار و سیصد و شصت و پنج در عملیات کربلای پنج در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش توپ متجاوزین بعثی جان مشتاق را به بخشنده جان تسلیم کرد و به کاروان شهیدان پیوست و پیکر مطهرش طی مراسمی شایسته با حضور فرماندهان سپاه و بسیج و مردم شهید پرور اصفهان تشییع و در گلستان شهدا به خاک سپرده شد .
روحش شاد و یادش گرامی باد
فرازهایی از وصیت نامه سردار رشید اسلام شهید رضا آقاباباگلی
با درود و سلام خدمت آقا امام زمان و نایب بر حقش امام خمینی و با سلام خدمت خانواده عزیزم و کلیه دوستان و آشنایان چند جمله وصیت نامه خود را بر حسب وظیفه مکتوب می نمایم.
سخنی با امت امام سخن خود را به کسانی می گویم که خود را امت امام و مقلد امام می دانند و خود را نسبت به فرامین و رهنمودهای او مسئول می دانند به آنها می گویم که حرف ها و شعارها زده و گفته شده است و دیگر جای هیچ بهانه ای نیست و در یک کلمه حجت بر همگان تمام شده است.
امروز روز عمل است و وارد شدن در میدان و بدون هیچ شک و شبهه ای باید دید امام از امت از مردم چه می خواهد و بدون تفسیر به آن جامه عمل بپوشانند اگر امام می گوید که دولت دولت خدمتگزار به اسلام است و باید به او کمک کرد اگر در مقطعی از زمان قوانین دولت خلاف مصالح شخصی او باشد باز باید به دولت اسلام کمک کرد نه اینکه روی گردان شود که این خلاف راه امت است حرف ها زیاد است فقط یک کلمه و آن اینکه سعی کنیم از این امتحان الهی که پیش روی ماست سربلند و پیروز بیرون بیاییم سخنی با خانواده عزیزم می دانم که برای من صدمات و ناراحتی هایی کشیدید و من نتوانستم جوابگوی آن همه زحمات و مشقات شما باشم لذا از شما درخواست بخشش می نمایم مادرم شما خیلی آرزو داشتید که من به اصفهان بیایم و اختیار همسر کنم ولی هرگاه که به اصفهان می آمدم و می خواستم برای چند ماهی در اصفهان بمانم می دیدم که کسانی هستند در اصفهان بتوانند کار امثال مرا انجام دهند و از طرفی سخنی که با امت گفتم مرا راحت نمی گذاشت این بود که نتوانستم خواسته شما را عملی نمایم لذا از این بابت عذر می خواهم و امیدوارم که مرا ببخشید و این را بگویم که من از خدا خواسته بودم که اگر من لیاقت شهید شدن را دارم زمینه ازدواجم فراهم نشود و اینکه بعضا به دنبال این کار می رفتم بر حسب تکلیف و انجام وظیفه بود که امیدوارم ناراحت این مطلب نبوده باشید در پایان از پدر عزیزم که زحمات زیادی را متحمل شدند رضایت می طلبم و امیدوارم که در این مصیبت صبور و شکور باشند و اما برادرم امیدوارم که بتوانی خدمتگزاری صدیق به اسلام باشی همانطور که هستی و اما خواهرانم از آنها انتظار دارم که با رفتار و کردار و گفتار خود مبلغ اسلام باشند از کلیه دوستان و آشنایان حلالیت می طلبم.

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.