شهید سرافراز مهدی کفعمی

شهید سرافراز مهدی کفعمی
نام : مهدی
نام خانوادگی: کفعمی
نام پدر: رضا
تاریخ تولد: 1341/10/18
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: مجرد
نحوه شهادت: دشمن بعثی
کیفیت شهادت: اصابت ترکش
تاریخ شهادت: 1362/07/30
شهرشهادت: مریوان
محل شهادت: مریوان
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: بسیج
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
گزیدهای از زندگینامه
پاسدار شهید مهدی کفعمی
مهدی چهارمین فرزند و دومین پسر خانواده آقا رضا و فاطمه خانم در هجدهم دیماه هزار و سیصد و چهل و یک هجری خورشیدی برابر با دوازدهم شعبانالمعظم سال هزار و سیصد و هشتاد و دو قمری در خانوادهای مؤمن و مذهبی درمحله لادان اصفهان به دنیا آمد. تولد مهدی مصادف بود با ایام ولادت منجی عالم بشریت مهدی موعود عجلالله تعالی فرجهالشریف و این مولود سرور و شادمانی خانواده را مضاعف نمود.
پدرش که انسان زحمتکشی بود و در کارخانه ریسندگی زایندهرود کار میکرد و با دسترنج خود روزی حلالی به خانه میآورد و مادر مؤمنهاش با آن دسترنج معیشت خانواده شش نفری خود را مدیریت و در جهت رشد و تربیت فرزندان تلاش مینمود. مهدی در این شرایط در کنار برادر و خواهران بزرگترش رشد میکرد و دوران خردسالی را پشت سر میگذاشت. در سن هفت سالگی همچون سایر همسالان برای تحصیل علم وارد دبستان دولتی آزادان شد و با عشق و علاقه به یادگیری علم و دانش، دوران ابتدایی را با مؤفقیت گذراند.
پس از طی دوران ابتدایی، به دلیل شرایط سخت زندگی و تأمین معیشت خانواده از ادامه تحصیل در مدارس روزانه بازماند و به منظور کمک به پدر در یک مغازه باطریسازی به کار مشغول شد و ادامه تحصیل را به صورت شبانه ادامه داد. و در کنار اشتغال به کار و احساس مسئولیت نسبت به خانواده ضمن فراگیری یک حرفه، مهارت لازم را در آن حرفه کسب نمود. به این ترتیب دوران راهنمایی را به سختی پشت سر گذاشت و وارد دبیرستان شد. اگر چه در این ایام به دلیل اشتغال برادر بزرگش به خدمت سربازی، مسئولیت مهدی سنگینتر شده بود، ولی او با صبر و بردباری به وظیفه خود در قبال خانواده و تحصیل علم مشغول بود.
در همین شرایط زمزمههای اعتراضات مردمی علیه رژیم فاسد پهلوی و اوجگیری تظاهرات و راهپیماییهای مردم انقلابی در شهرها و محلات مختلف کشور شروع شده بود و به همین دلیل حسن برادر بزرگش با ترک محل خدمت و بازگشت به اصفهان و حضور در کنار خانواده موجب دلگرمی مهدی شده بود. و با حمایت و هدایت برادرش، مهدی نیز به همراه دیگر مردم انقلابی به صف مبارزین علیه رژیم پیوستند و دوش به دوش همدیگر در امر شعارنویسی و تکثیر وتوزیع نوارها و سخنرانیهای حضرت امام خمینی(ره) و حضور در تجمعات و مراکز هدایت انقلاب از جمله منزل آیتالله خادمی تا زمان ورود حضرت امام به میهن و پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمنماه پنجاه و هفت از هیچ تلاش و کوششی مضایقه نکردند.
پس از پیروزی انقلاب، مهدی به همراه برادرش حسن و تعدادی از دوستان برای دیدار با حضرت امام به تهران رفتند و پس از دیدار و ملاقات با حضرت امام با روحیهای شاد و امیدوار برای انجام و اجرای فرامین ایشان در جامعه به اصفهان بازگشتند. برادرش برای ادامه خدمت به محل خدمت بازگشت و مهدی نیز به کار و تحصیل و حضور بیشتر در مسجد محل و شرکت در برنامههای فرهنگی و اجتماعی آن همت میکرد. با تشکیل بسیج به فرمان حضرت امام، مهدی به عضویت بسیج محل درآمد و در امور آشنایی با سلاح و پاسداری از محل و کمک به محرومین با آنها همکاری میکرد.
با شروع توطئهها و بروز ناآرامیها در نقاط مختلف مرزی توسط ایادی وابسته به رژیم گذشته و ضدانقلابیون تجزیهطلب با حمایت حکومتهای استکباری شرق و غرب، برادر مهدی پس از پایان خدمت سربازی با عضویت در سپاه و حضور در مناطق بحرانی در شرق کشور و پس از آن حضور در کردستان و در نهایت شهادت ایشان در شهریورماه پنجاه و نه. مهدی که بسیار علاقمند و تحت تأثیر او بود با توجه به تأکیدات و توصیههای برادر شهیدش به ادامه تحصیل و حضور بیشتر در کنار خانواده، او مقاطع باقیمانده از تحصیل را به صورت روزانه در دبیرستان صائب سپری کرد و ضمن حضور در بسیج محل و انجمن اسلامی دبیرستان با هماهنگ کردن اردوهای دانشآموزشی و فعالیتهای فرهنگی به تلاشهای خود وسعت بخشید. لکن این امور روح تشنه او را به خدمت به انقلاب و نظام اسلامی سیراب نمیکرد. از این رو پس از طی دوره آموزشی مورد نیاز در فروردینماه سال شصت در عملیات فتحالمبین شرکت کرد و پس از آن در تاریخ 23 خرداد همان سال به عضویت رسمی سپاه در آمد و طی مأموریتی سه ماهه به منطقه نائین اعزام شد و در این مدت به امور فرهنگی و تبلیغی و مبارزه با اشرار و قاچاقچیان و سوداگران مرگ مشغول بود و در نهایت در تاریخ 27 شهریور سال شصت در حالی که از ناحیه پای چپ مجروح شده بود، مأموریت او به پایان آمد و به اصفهان بازگشت.
پس از بهبودی و رسیدگی به امور تحصیلی و حضور در اصفهان بار دیگر در تیرماه سال شصت و یک جهت شرکت در عملیات رمضان به جبهه اعزام شد و در این عملیات هم از ناحیه کتف مجروح و پس از مدتی بستری در بیمارستان تبریز به اصفهان منتقل شد.
پس از بهبودی سال آخر دبیرستان را به پایان رساند و با اخذ مدرک دیپلم اقتصاد اجتماعی از دبیرستان صائب در خردادماه شصت و دو در حالی که در کنکور سراسری دانشگاه شرکت کرده بود و در رشته الهیات قبول شده بود با خبر شد که قرار است در غرب کشور و در استان کردستان عملیاتی انجام شود. لکن با گرفتن برگ اعزام به مأموریت به همراه عده ای از رزمندگان به کردستان عزیمت کرد و چند روز در پادگان هفتم تیر و موقعیت تاکتیکی لشگر در سنندج ضمن سازماندهی در گردان امام سجاد علیهالسلام وانجام آموزشها و مانورهای لازم برای انجام عملیات به مریوان رفتند و پس از چند روز استقرار در پادگان شهید عبادت به منظور استقرار در خطوط پشتیبانی به سمت خط مقدم حرکت کردند و در منطقه مورد نظر مستقر شدند و سرانجام در شب عملیات والفجر4 در تاریخ 29 مهرماه شصت و دو در حالی که زمان شهادت خود را پیشبینی کرده بود و ساعت آن را به یکی از دوستان اطلاع داده بود، لحظه وصال فرا رسید و روح پاکش به ملکوت اعلی پیوست و به آرزوی دیرینهاش که جوار قرب الهی بود نائل گردید.
پیکر مطهرش پس از انتقال به اصفهان پس از تشییعی باشکوه بر روی دست امت حزبالله اصفهان به همراه دیگر همرزمانش در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.
«روحش شاد و یادش گرامی باد»
فرازهایی از وصیت نامه
پاسدار شهید مهدی کفعی
خداوندا، تو را شکر که بر ما منت گذاردی و پیامبری را برای هدایت ما فرستادی تا ارزنده ترین مکتبها و غنی ترین فرهنگها یعنی اسلام عزیز را به ما هدیه کند تا ما بنده غیر تو نباشیم.
خداوندا تو را شکر که در این لحظه از تاریخ مرا قراردادی تا در دامن این خانواده گرامی پرورش پیدا کنم. و در بطن انقلاب قرار گیرم و برای رضای تو تلاش کنم و انتخاب کنم .
خدایا من در این انقلاب و زندگی خود تو را شناختم و الان با هزاران امید به سوی تو می آیم که مرا دریابی و من تو را ملاقات کنم.
سلام بر خانواده گرامی ، سلام بر شهید حسن کفعمی ، سلام بر دو شهید دیگر خانواده ام شهید صادق نصر آزادانی و شهید زال یوسف پور ، سلام بر پدر و مادر گرامی ، من افتخار می کنم که در دامن پدر و مادری پرورش یافتم که خداوند نظر لطفی نسبت به آنها دارد. پدر و مادر ، سپاس شما را که توانستید در دامن خود فرزندی با تقوی و با اخلاق نیک همچون شهید حسن را پرورش دهید و راه صحیح زندگی کردن را از شما آموخت و به سوی خدای خود شتافت.
سلام بر خواهران بزرگوارم که شما را نیز خداوند مورد لطف قرار داد و آنقدر شما خداوند را دوست می داشتید که همسران شما را گرفت تا آخرین و بهترین و بزرگترین امتحان را از شما بکند. امیدوارم که در این امتحان الهی سرافراز و در پرورش کودکان عزیز خود هیچ دریغی ننمائید که نمی نمائید. از خداوند می خواهم که در این امتحان موفق و خداوند نیز یاور شما باشد.
سخنی با امت قهرمان
ای مردم الان در لحظه امتحان به سر می برید سعی کنید از این امتحان درست و موفق بیرون آئید که فضل خدا خیلی وسیع است بعد از امتحان انشاء ا… دریچه های پیروزی بر روی شما گشاده می شود. کمتر به مادیات توجه کنید. بگذارید انقلاب راه خود را برود و دولت عزیز کارها را سامان بخشد. فراموش نکنید که در جنگ به سر می بریم در محاصره اقتصادی به سر می بریم . محاصره اقتصادی پیامبر صلی ا… علیه و آله درسی برای ما باشد و از ایثار آنها درس بگیریم.
والسلام علیکم و رحمت ا… و برکاته
10/7/1362مطابق با ۲۷ ذیحجه ۱۴۰۳ مهدی کفعمی
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0