شهید سرافراز شکرالله عقیلی اشنی

شهید سرافراز شکرالله عقیلی اشنی
نام : شکرالله
نام خانوادگی: عقیلی اشنی
نام پدر: ابوالفضل
تاریخ تولد: 1311/09/03
محل تولد: نجف آباد
وضعیت تأهل: متاهل
نحوه شهادت: دشمن بعثی
کیفیت شهادت: اصابت ترکش
تاریخ شهادت: 1366/02/11
شهرشهادت: بانه
محل شهادت: بانه
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: بسیج
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
زندگی نامه ی بسیجی شهید
شکرالله عقیلی
شکرالله فرزند ابوالفضل 29 آذرماه 1311 در روستای اَشن از توابع نجف آباد به دنیا آمد. دوران کودکی اش را در دامن پدر و مادری مهربان، مومن و معتقد گذراند. در حد خواندن و نوشتن، سواد آموخت و بعد از آن برای گذران زندگی به کمک پدر رفت.
از همان سنین کودکی و نوجواني، مسائل اعتقادي و اسلامي آمیزه ی روحش شد و انجام تكاليف شرعي آميزه ی جانش. با ظلم و ستم بیگانه بود و از دروغ و بدعهدی بیزار.
با رسیدن به سن ازدواج، همسری پاک و مومن اختیار کرد. ثمره ی این ازدواج هشت فرزند بود. سه پسر به نام های مرتضی، حسین و روح الله و پنج دختر. شکرالله شاید نتوانسته بود از نظر مالی زندگی مرفه ای برای خانواده اش فراهم کند، اما آنها را با سرمایه ای ماندگار از عشق به خدا و اهل بیت اطهر پیامبر(ص) پرورش داد تا حدی که پسرانش به ویژه مرتضی از همان کودکی برای شرکت در جلسات و هیئت های مذهبی عشق و شوری عجیب داشتند. از همان بچگی مقید به خواندن نمازهای یومیه بودند. اصول و فروع دین را فرا می گرفتند و حتی بسیاری از مسائل دینی، مثل مقدمات، واجبات و ارکان نماز را هم به خوبی می دانستند. چون پدرشان ، شکرالله مقید بود آنها علاوه بر تحصیل در مدرسه، قرآن و احکام و مسائل دینی را هم نزد یکی از اقوام یاد بگیرند.
با اوج گیری مبارزات انقلابی مردم علیه رژیم پهلوی، شکرالله هم به خیل عظیم مردم پیوست و با شرکت در راهپیمایی ها، خشم خود را از ظلم و ستم 2500 ساله ی پهلوی با فریاد مرگ بر شاه نشان می داد و در این راه، پسرش مرتضی همگام و همراه پدر بود.
با پیروزی انقلاب و تشکیل بسیج مستضعفین به فرمان امام خمینی (ره) ، عضو بسیج محل شد. او همیشه مبلغ انقلاب اسلامی بود برای به ثمر نشستن اهداف انقلاب کوشش می کرد و از ارزش ها و دستاوردهای آن پاسداری می نمود .
با شروع جنگ تحمیلی و تجاوز ارتش بعثی عراق به خاک ایران اسلامی، شکرالله هم به صف سربازان اسلام پیوست و بعد از گذراندن دوره های آموزشی به جبهه رفت. مرتضی هم که خستگی ناپذیر و پر تلاش در تمام عرصه ها پا به پای پدر آمده بود و حتی در بعضی مواقع از او هم پیشی گرفته بود، برای مبارزه با اشرار ضدانقلاب به کردستان رفت. پدر و پسر لباس رزم به تن کردند، آستین همت بالا زدند و مردانه در مقابل دشمن ایستادند. شکرالله و پسرش مرتضی روزها و ماه های بسیاری را در میدان های رزم در غرب و جنوب سپری کردند و شجاعانه با دشمن جنگیدند تا این که مرتضی بعد از شرکت در عملیات های مهمی مثل خیبر و بدر، 22 بهمن ماه 1364 در جریان عملیات پیروزمند والفجر 8 در منطقه ی فاو به شهادت رسید.
شهادت پسر باعث شد پدر با اراده ای قوی تر از قبل راهی میدان نبرد شود. شکرالله باز هم به جبهه رفت تا این که این شیرمرد میدان نبرد هم، 10 اردیبهشت ماه 1366، در جریان عملیات نصر 1 در منطقه ی بانه به شهادت رسید. عمليات نصریک 25 فروردين 1366، با رمز يا صاحب الزمان(عج) در منطقه ی هزار قله در غرب بانه در داخل خاك عراق انجام شد. هدف از اجرای این عملیات كنترل جاده ی چوارته ـ بسن بود.
پیکر پاک این پدر و پسر شهید، در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.
روح شان شاد و یادشان پررهرو باد.
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَلاتَحسَبَنَ الّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ الله اَمواتاً بَل أحیاء عِندَ رَبِهم یُرزَقون»
«أشهَدُ أن لاإلهَ إلا الله وَ أشهدُ أنَّ مُحَّمَد رَسولُ الله وَ أشهَدُ أنَّ عَلی وَلیُ الله»
با سپاس و حمد به درگاه خداوند عزوجل و سلام و صلوات بر انبیاء به خصوص آخرین آنها حضرت محمد (صلی علیه و الله و سلم) و ائمه اطهار(علیه السلام) و با سلام و درود به محضر منجی عالم بشریت قطب دایره امکان آقا امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) و نایب بر حقش امام امت، خمینی کبیر امید مستضعفان و با آرزوی پیروزی رزمندگان کفر ستیز و شادی روح پر فتوح شهدا از صدر اسلام تا به حال سخن خود را آغاز می کنم.
وصیت می کنم که اگر لیاقت شهادت نصیبم شد، مرا با لباس رزم در گلستان شهدا دفن نمایید. کسانی که با اسلام و قرآن خوب نیستند، رضایت ندارم در تشییع جنازه من شرکت کنند. رضایت ندارم که در تشییع جنازه من گریه کنید.
بچه ها را توصیه می کنم به پیروی از اسلام و قرآن و امام. سعی کنید عمل تان خالصانه و مورد رضای خداوند متعال باشد و خدای ناکرده برخلاف اسلام، قرآن و امام قدم بر ندارید که عاقبت آن گمراهی و بدبختی است. به حسین عقیلی وصیت می کنم که همین راه را ادامه دهد تا إنشاءالله شرّ این دشمن بعثی را از سر ملت و کشور مسلمان ایران و عراق کوتاه کنیم و راه کربلا را به یاری خداوند متعال و کمک رزمندگان عزیز باز کنیم تا اول خانواده های شهدا و مفقودین به زیارت امام حسین(ع) بروند. إنشاءالله که خداوند متعال زیارت کربلا را به همه مشتاقان آقا امام حسین(ع)نصیب بفرماید.
همسر عزیز، ممکن است من همسر خوبی برای شما نبودم، ولی شما زحمات زیادی برای من کشیده اید و برای بچه های من خیلی زحمت کشیده اید. حسین و روح الله درس شان را بخوانند و راه بنده را ادامه دهند و از فرمان امام خمینی اطاعت کنند و راه برادر شهیدشان مرتضی عقیلی را ادامه دهند. شما زحمات فراوانی کشیده اید و اگر هم حقی پیش من مانده و نمی دانم حلال کنید.
نه من از حسین(ع) و نه همسرم از حضرت زهرا(س) و نه فرزاندانم از علی اصغر(ع) و علی اکبر(ع) و حضرت رقیه(س) عزیزتر نیستند. من گفتم یا حسین(ع) نبودم در کربلا تا شما را یاری کنم ولی الان در راه حسین(ع) دفاع و مبارزه می کنم و تا آخرین نفس هم فرمان آنها را که همان راه اسلام و قرآن است ادامه خواهم داد و هیچ گونه تخلفی نخواهم کرد.
والسلام
شکرالله عقیلی
29/2/1365
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0