تاریخ انتشار : سه‌شنبه 9 دی 1404 - 12:39 - سه‌شنبه 30 دسامبر 2025 - 12:39
22 بازدید
کد خبر : 25802

شهید سرافراز قاسمعلی ترک لادانی

شهید سرافراز قاسمعلی ترک لادانی

گزیده‌ای از زندگینامه پاسدار شهید قاسمعلی ترک لادانی قاسمعلی در اولین روز از مردادماه سال 1335 در محله لادان اصفهان به دنیا آمد. او چهارمین فرزند خانواده بود و یک برادر دوقلو به نام رمضان داشت. قاسمعلی برای پدرش احترام زیادی قائل بود و همیشه از او اطاعت می‌کرد. پدر نیز او را بسیار دوست

شهید سرافراز قاسمعلی ترک لادانی

شهید سرافراز قاسمعلی ترک لادانی
نام : قاسمعلی
نام خانوادگی: ترک لادانی
نام پدر: عباس
تاریخ تولد: 1335/05/01
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: مجرد
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: اصابت گلوله به صورت در درگیری با ضدانقلاب
تاریخ شهادت: 1359/03/14
شهرشهادت: دیواندره
محل شهادت: دباغ
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: سپاه پاسداران
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان


گزیده‌ای از زندگینامه
پاسدار شهید قاسمعلی ترک لادانی
قاسمعلی در اولین روز از مردادماه سال 1335 در محله لادان اصفهان به دنیا آمد. او چهارمین فرزند خانواده بود و یک برادر دوقلو به نام رمضان داشت. قاسمعلی برای پدرش احترام زیادی قائل بود و همیشه از او اطاعت می‌کرد. پدر نیز او را بسیار دوست داشت و توجه ویژه‌ای به او نشان می‌داد.
تحصیلاتش را تا کلاس ششم ابتدایی ادامه داد و پس از آن در یک مغازه مکانیکی مشغول به کار شد؛ برخلاف برادر دوقلویش که به کشاورزی علاقه داشت، قاسمعلی به کارهای فنی بیشتر تمایل نشان می‌داد. او همچنین به فوتبال علاقه‌مند بود و در پست دروازه‌بانی مهارت داشت. روزهای تعطیل را به بازی فوتبال و شرکت در مسابقات بین محلات می‌گذراند.
چهارده ساله بود که مادرش را بر اثر بیماری از دست داد و این فقدان برایش بسیار دردناک بود، به صورتی که هر بار که نام مادر را می‌شنید، اشک از چشمانش جاری می‌شد.
از همان ابتدا ویژگی‌های ممتاز اخلاقی و شخصیتی در او مشهود بود؛ به نماز اهمیت می‌داد و همواره در کمک به همسایه‌ها و اطرافیان پیش‌قدم بود. از دروغ و غیبت بی‌زار بود و سعی می‌کرد تا کسی از دستش آزرده خاطر نشود. قاسمعلی امانت‌داری خوب و انسانی با وجدان بود.
کمی که بزرگ‌تر شد، رساله‌ای از امام خمینی تهیه و در خانه پنهان کرده بود. او سعی داشت، تمام امور زندگی‌اش را بر اساس آن پیش ببرد. در جریان مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی، او یکی از فعالان این عرصه بود. اعلامیه‌ پخش می‌کرد و در تظاهرات و تحصن‌ها شرکت می‌نمود. یک بار نیز توسط ساواک تعقیب شد، اما موفق به فرار گردید. روزی که مردم مجسمه شاه را در اصفهان پایین کشیدند، قاسمعلی یکی از افرادی بود که بر فراز مجسمه ایستاده بود.
سال ۱۳۵۵ زمان خدمت سربازی‌اش فرا رسید و به عجب شیر اعزام شد، اما چیزی نگذشت که فرار کرد و به خانه برگشت، می‌گفت: خدمت به نظام شاهنشاهی را دوست ندارد. اما پدر او را به پادگان برگرداند. هر طور بود، سربازی را به پایان رساند و در دانشگاه صنعتی به عنوان برق‌کار استخدام شد. در این روزها بعد از اتمام ساعت کاری‌اش سراغ پدر می‌رفت و در کار کشاورزی به او کمک می‌کرد.
پس از پیروزی انقلاب، برای استقبال از امام خمینی به تهران رفت و پس از بازگشت، اسلحه‌ای را که همراه داشت، طبق دستور امام به پادگان تحویل داد. او ابتدا در کمیته دفاع شهری مسجد انقلاب مشغول خدمت شد و فعالیت‌های فرهنگی مانند نمایش فیلم و برگزاری مراسم سخنرانی را انجام می‌داد. سپس به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و داوطلب اعزام به سیستان و بلوچستان شد. پدرش در ابتدا مخالف این تصمیم بود، اما قاسمعلی توانست با صحبت‌هایش رضایت او را جلب کند و همراه اصغر و حسن کفعمی که از دوستانش بودند، به این منطقه برود و در ایرانشهر مشغول خدمت شود. چندماهی آنجا بود تا این که اصغر به شهادت رسید.
بعد از شهادت اصغر دیگر تاب ماندن در سیستان را نداشت، به کردستان رفت و در دیواندره مشغول خدمت شد. در یکی از درگیری‌ها، به دست گروهک‌ها اسیر شد، اما با پنهان شدن زیر ماشین، موفق به فرار گردید تا این که سرانجام ۱۴ خردادماه سال ۱۳۵۹، در روستای دباغ حوالی دیواندره، در درگیری با نیروهای ضدانقلاب، مجروح شد و بعد از پنج ساعت، بر اثر خونریزی داخلی به شهادت رسید.

یادش گرامی و راهش پررهرو باد.

فرازهایی از وصیتنامه
پاسدار شهید قاسمعلی ترک لادانی
«خداوند آنان که در راه او پیکار می‌کنند و مانند سدی آهنین در مقابل دشمن ایستادگی می‌کنند، دوست می‌دارد.»
درود خداوند بر شما پدر و مادر مبارز و قهرمان‌پرور و تمام پدر و مادرهایی که همچون شما فرزندانی را تربیت کرده که در راه خدای بزرگ گام بردارند و مسیری که پیشوایان اسلام و صحابه‌ای همچون ابوذر، سلمان و عمار پیمودند، ما
[که] فرزند مکتب علی(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) [هستیم] بپیماییم. ما عاشورا را برای خود سرمشق قرار داده‌ایم و با گرفتن خط و سیر آنها تا آخرین قطره خون خود در راه اسلام مبارزه می‌کنیم و تا جان در بدن داریم به فرموده رهبر عزیزمان با یک دست قرآن و با دست دیگر سلاح می‌گیریم و در راه خدا به مبارزه با دشمنان می‌پردازیم تا جایی که حق پیروز شود. دشمنان اسلام باید بدانند که ما پاسداران و هر فرد مسلمان، علی‌وار مرگ را با آغوش باز می‌پذیریم و کمر همت بسته و تا زمانی که این مزدوران کثیفِ وطن‌فروش و ضد اسلام را نابود نکنیم بر جای خود نخواهیم نشست.
موفق باشید

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.