تاریخ انتشار : سه‌شنبه 2 دی 1404 - 10:06 - سه‌شنبه 23 دسامبر 2025 - 10:06
26 بازدید
کد خبر : 24494

شهید سرافراز بیژن واعظی سیچانی

شهید سرافراز بیژن واعظی سیچانی
شهید سرافراز بیژن واعظی سیچانی

شهید سرافراز بیژن واعظی سیچانی
نام : بیژن
نام خانوادگی: واعظی سیچانی
نام پدر: حسن
تاریخ تولد: 1345/08/28
محل تولد: اصفهان
وضعیت تأهل: مجرد
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: اصابت گلوله به گلو در حمله ضدانقلاب به پایگاه کره سی
تاریخ شهادت: 1361/03/26
شهرشهادت: سنندج
محل شهادت: کره سی
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: بسیج
محل دفن: گلستان شهدای اصفهان
گزیده‌ای از زندگینامه ی
شهید سرافراز بیژن واعظی سیچانی
بیژن دومین فرزند و اولین پسر خانواده حسن آقا و بتول خانم در بیست و هشتم آبان‌ماه هزار و سیصد و چهل و پنج هجری خورشیدی برابر با پنجم شعبان المعظم سال هزار و سیصد و هشتاد و شش هجری قمری در محله سیچان اصفهان دیده به جهان گشود. پدرش که در آن زمان کارمند شرکت نفت بود سعی می‌کرد زندگی مرفهی برای همسر و فرزندان مهیا کند و مادرش هم که زن مؤمنه‌ای بود با دسترنج پدر و شیره جان خود لقمه‌ای حلال تهیه و در جهت تعلیم و تربیت فرزندان تلاش می‌نمود.
دوران کودکی بیژن سپری می‌شد و خواهران و برادردیگری به جمع خانواده اضافه شدند. در سن هفت سالگی برای کسب علم و دانش همچون سایر همسالانش پا به محیط تحصیل گذاشت دوران ابتدایی را در دبستان عصر پهلوی آن روز که پس از انقلاب به عصر انقلاب نام گرفت با مؤفقیت گذراند. پایان دوره ابتدایی او همزمان بود با آغاز مبارزات مردم انقلابی میهن اسلامی بر علیه جنایات و سیاست‌های استکباری رژیم منحوس پهلوی که این مبارزات در بهمن ماه سال پنجاه و هفت با رهبری حضرت امام خمینی(ره) به پیروزی ملت مسلمان ایران منجر شد.
دوران تحصیل راهنمایی بیژن هم همراه بود با جریانات تلخ و شیرینی که پس از پیروزی انقلاب برای کشور اتفاق می‌افتاد که از جمله ناآرامی‌ها در مناطق استان‌های مرزی، به ویژه هجوم سراسری ارتش رژیم بعثی عراق به مرزهای غربی و جنوبی کشور بود. مشاهده همه این حوادث و حضور داوطلبانه و بسیج عمومی ملت به فرمان حضرت امام برای مقابله و مبارزه با این توطئه‌ها برای بیژن که فقط وظیفه داشت درسش را بخواند، بسیار سخت بود. اگر چه پدر بیژن هم در این عرصه به عنوان راننده پایه یک برای پشتیبانی از جنگ در خدمت جهادسازندگی بود. لیکن او تصمیم داشت خودش مستقیم در این حوادث نقش داشته باشد. با پایان دوره راهنمایی به فکر ترک تحصیل و حضور در دفاع مقدس افتاد، اما با توجه به سن کمش و مخالفت خانواده مجبور به ثبت نام در هنرستان و رشته نجاری شد. چندماه بیشتر از تحصیل او نگذشته بود که با شروع عملیات الی بیت‌المقدس به منظور آزادسازی خرمشهر از چنگال رژیم بعثی عراق و شور و هیجان در کشور برای تحقق فرمان حضرت امام مبنی بر اینکه «خرمشهر باید آزاد شود» به یکباره درس و تحصیل را رها نمود و از طریق بسیج مسجد اعظم حسین‌آباد مقدمات اعزام به جبهه خود را فراهم نمود و پس از طی یک دوره آموزشی در پادگان غدیراصفهان به مناطق عملیاتی غرب در کردستان اعزام شد.
اعزام بیژن به کردستان پس از عملیات فتح خرمشهر انجام شد. او در سنندج به محور حسن‌آباد اعزام شد و در آن محور در پایگاه کَرسی که مدتی بود از لوث وجود ضدانقلاب پاکسازی شده بود و برای دشمن اهمیت زیادی داشت مستقر شد. حمله‌های مکرر ضدانقلاب برای بازپس گیری این پایگاه مهم از دست مدافعان روستا و مردم مظلوم آن باعث شده بود که هر شب این نیروها با ضدانقلاب درگیری داشته باشند. و بیژن نیز در مدت حضورش در آن پایگاه خالصانه و با ایثار در کمک به همرزمان و دفاع از موقعیت پایگاه خود تلاش می‌کرد تا این که سرانجام در تاریخ بیست و ششم خردادماه سال هزار و سیصد و شصت و یک در حین درگیری و دفاع از سنگرهای پایگاه از ناحیه گردن مورد اصابت گلوله ضدانقلاب قرار گرفته و به فیض عظمای شهادت نائل می‌گردد. پیکر مطهر ایشان پس از انتقال به اصفهان طی تشییعی باشکوه بر دست مردم شهید پرور محل و اصفهان در گلستان شهدا به خاک سپرده شد و روح پاکش در اعلی علیین و جوار قرب الهی مأوا گزید.
«روحش شاد و یادش گرامی باد»

ارائه اطلاعات در مورد شهدا

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.