شهید سرافراز پرویز کریمی

شهید سرافراز پرویز کریمی
نام : پرویز
نام خانوادگی: کریمی
نام پدر: یدالله
تاریخ تولد: 1332/04/10
محل تولد: مبارکه(شهرستان)-زیباشهر(شهر)
وضعیت تأهل: متاهل
نحوه شهادت: توسط ضدانقلاب
کیفیت شهادت: اصابت گلوله ضدانقلاب در جریان آزادسازی شهر سنندج
تاریخ شهادت: 1359/02/08
شهرشهادت: سنندج
محل شهادت: سنندج
گروه اعزام: سپاه پاسداران
واحد اعزام: سپاه پاسداران
محل دفن: گلزارشهدای احمدآباد
گزیدهای از زندگینامه
پاسدار شهید پرویز کریمی
پرویز سومین فرزند پسر خانواده مشهدی یدالله و منور خانم در دهم تیرماه هزار و سیصد و سی و دو هجری خورشیدی برابر با هجدهم شوال هزار و سیصد و هفتاد و دو هجری قمری در روستای احمدآباد از توابع شهرستان مبارکه اصفهان و در خانوادهای مؤمن و زحمتکش دیده به جهان گشود. پدرش به کار کشاورزی و مادرش به خانهداری و تربیت فرزندان اشتغال داشتند.
دوران کودکی پرویز در دامان چنین پدر و مادری به خوبی و شادی و نشاط و فراگیری آموزههای اخلاقی و دینی سپری میشد. پرویز دوران نونهالی را به دلیل نبودن امکانات آموزشی در روستا از اشتغال به تحصیل محروم بود. به همین جهت به همراه دیگر برادران در کار کشاورزی به پدر کمک میکرد.
در سن پانزده سالگی و در هنگامی که نوجوانی بالنده شده بود با اختصاص خانهای در روستا به منظور آموزش سواد به اهالی توسط اداره فرهنگ آن زمان، او که ذهنی کنجکاو و پرسشگر داشت به فراگیری علم و دانش علاقهمند شد. لکن با توجه به رده سنی که داشت ناگریز بود در کلاسهای شبانه آن شرکت نماید. از این رو روزها به کار کشاورزی و کارگری مشغول بود و شبها را به تحصیل علم میپرداخت. طی سه سال توانست خواندن و نوشتن را فرا گیرد. و با استفاده از آن با قرآن و کتب ادعیه و دینی اُنس بگیرد و در مجالس و مراسمهای مذهبی از آن بهره ببرد.
پرویز تا سن بیست و یک سالگی به کار کشاورزی مشغول بود و در سال هزار و سیصد و پنجاه و سه و در زمانی که کار ساخت و تأسیس کارخانه پلیاکریل در آن منطقه آغاز شد. او نیز به عنوان راننده تراکتور در امر ساخت آن بنای عظیم به کار مشغول شد.
به دنبال همین امر به منظور تشکیل خانواده با دختر عمه خود ازدواج نمود که ثمرهی این ازدواج میمون و مبارک سه فرزند پسر به نامهای اصغر در سال (54)، مجید در سال(56) و مصطفی در سال(58) بود.
پرویز در کنار همسر و فرزندان چند سالی در خانهی پدری ساکن بود و پس از آن با کمک پدر به همراه برادر بزرگترش توانستند برای خود منزل مستقلی فراهم کنند.
با شروع اعتراضات عمومی ملت ایران با هدایت و حمایت روحانیون مبارز انقلابی و پیروی از بیانات حضرت امام خمینی بر علیه سیاستهای استعماری رژیم منحوس پهلوی و بیداری و هوشیاری مردم و اقشار محروم و ستمدیده کشور، موج این بیداری به تمام شهرها و روستاهای منطقه نیز رسیده بود.
پرویز هم به نوع خود که طعم رنج و محرومیت و تبعیض و اختلاف طبقاتی را با تمام وجود لمس کرده بود با این حرکت عظیم همراه شد و در کنار دیگر برادر خود در راهپیمایی و تظاهرات شهر اصفهان شرکت میکرد و با انتقال اخبار و بیانات حضرت امام به شکل پیام و اعلامیه و عکسهای حضرت امام در محل خود تا پیروزی انقلاب از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکرد.
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) و تشکیل نهادها انقلابی، مدتی را در کلاسهای آشنایی با سلاح و فنون به کارگیری آن که توسط کمیتههای انقلاب اسلامی برگزار میشد، شرکت نمود و با تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر مبارکه در سال 1358 به عضویت رسمی سپاه درآمد و با فراگیری آموزشهای نظامی در مأموریتهای مختلف در سطح منطقه حضور داشت.
با استقرار نظام جمهوری اسلامی و تشکیل نهادهای انقلابی بازماندگان رژیم منحله پهلوی و عناصر ضدانقلاب با تحریک و پشتیبانی دشمنان خارجی که منافع خود را در این کشور بر باد رفته میدیدند. در مناطق مختلف مرزی اقدام به توطئه و ایجاد فتنه و آشوب نمودند که از آن جمله به جنبش جنگل و ترکمن صحرا، غائلهی کردستان و غائلهی خلق عرب در خوزستان میتوان اشاره نمود. با فرمان بسیج عمومی توسط حضرت امام به منظور مقابله با اشرار و ضدانقلابیون، سیل نیروهای داوطلب مردمی به مراکز نظامی و سپاه پاسداران سرازیر شد و با ساماندهی آنها به مناطق مختلف درگیری اعزام شدند.
پرویز هم در یکی از این مأموریتها در سال هزار و سیصد و پنجاه و هشت مدتی به خوزستان و شهر خرمشهر اعزام و در جهت برقراری امنیت و مبارزه با اشرار و منافقین در آن منطقه مجاهدت نمود. پس از برقراری آرامش نسبی به سبب پایان مأموریت به اصفهان بازگشت و همچنان در واحد عملیات سپاه مبارکه مشغول خدمت بود. باردیگر به دنبال افزایش تنشها و آشوب ضدانقلابیون تجزیهطلب و خیانت نمایندگان دولت موقت مبنی بر خروج پاسداران از کردستان، کنترل شهرها از جمله سنندج مرکز استان به دست ضدانقلابیون افتاد و نیروی نظامی موجود در شهر در دو مقر اصلی در محاصره قرار گرفتند و با درخواست نیروهای مردمی و تحصن عدهای از مؤمنین و معتمدین مردم در تهران، با فرمان امام خمینی(ره) اعزام نیرو از استانهای مختلف به سمت کردستان آغاز شد.
در این مرحله از اعزام پرویز هم به همراه عدهای از دوستان خود از سپاه مبارکه به منظور لبیکگویی به فرمان امام به اصفهان عزیمت نموده و در تاریخ پنجم اردیبهشتماه هزار و سیصد و پنجاه و نه به همراه خیل کثیری از پاسداران داوطلب از شهرستانهای مختلف اصفهان در قالب دو پرواز هواپیمای سی یکصد و سی به فرماندهی برادر رحیم صفوی و همراهی برادر صیاد شیرازی به سنندج اعزام شدند. با فرود اضطراری هواپیما در فرودگاه سنندج و تخلیه نیروها و امکانات، طی یک سازماندهی اولیه عدهای از نیروها که پرویز هم از جمله آنها بود به همراه برادر صفوی و صیاد شیرازی توسط بالگرد به پادگان لشگر28 کردستان منتقل شدند. با رسیدن این نیروها و سایر رزمندگان داوطلب از استانهای دیگر کار طرحریزی شکستن محاصره پادگان و آزادسازی شهر از چند محور آغاز شد و این عملیات طی چند روز تکرار میشد و در هر مرحله موفقیتهایی حاصل و بخشی از مسیر از سمت پادگان به طرف باشگاه افسران و بخشی از مسیر از سمت فرودگاه به طرف مرکز شهر آزاد میشد.
انجام این عملیاتها و درگیریهای شهری با توجه به آَشنایی کامل نیروهای ضدانقلاب به منطقه و در اختیار داشتن نقاط مرتفع و مسلط بر مسیر بسیار سخت و دشوار بود و تنها با روحیهی ایثار و حماسی نیروهای داوطلب و تحمل سختیها و نثار جان امکان پیروزی میسر میشد. سرانجام در روز سوم عملیات یعنی در تاریخ هشتم اردیبهشتماه در ادامه این درگیریها پرویز و تعدادی از همرزمان مورد حمله نیروهای ضدانقلاب قرار گرفته و عدهای شهید و زخمی شده و عدهی دیگر مجبور به عقبنشینی میشوند. با عقبنشینی سایر نیروها پیکر مجروحین و شهدا به دست ضدانقلاب افتاده و تا زمان آزادسازی کامل شهر از آنها خبری به دست نیامد. پس از آزادی شهر همرزمان چندین روز متوالی به دنبال تعیین وضعیت همرزمان شهید و مجروح خود از مراکز مختلف درمانی و همکاری نیروهای مردمی بودند تا این که با خبر میشوند ضدانقلابیون پیکرهای تعدادی از شهدا و مجروحین را به صورت زنده در دو گورستان جمعی دفن و آثار آن را محو نمودهاند. که با تلاش و مجاهدت همرزمان این محلها تفحص شده و پیکرهای مطهر شهدا شناسایی و ابتدا به تهران و پس از تفکیک شهدای اصفهان به استان منتقل و پس از تشییعی باشکوه در اصفهان به مبارکه منتقل و پس از مراسم نماز جمعه روز بیست و ششم اردیبهشتماه هزار و سیصد و پنجاه و نه در گلزار شهدای احمدآباد در روستای بروزاد به خاک سپرده شد و روح پاکش در اعلی اعلیین و در جوار قرب الهی مأوا گزید.
«روحش شاد و راهش مستدام باد»
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0